فصل اول چکیده : پژوهش حاضر جهت بررسی عملکرد خانواده در کنترل خشم نوجوانان دختر و پسر (15-18) شهر تهران می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموزان دبیرستانهای شهر تهران در سال تحصیلی 87-86 می‌باشند که از این تعداد، 100 نفر روش نمونه گیری خوشه‌ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش پژوهش بکار رفته در این پژوهش روش همبستگی است و به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه عملکرد خانواده (FAD) و پرسشنامه خشم انپیلبرگر استفاده شد به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های این تحقیق از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است آمار توصیفی شامل محاسبه فراوانی و درصد و ارائه جداول و نمودار می‌باشد و روشهای آمار استنباطی شامل همبستگی و آزمون معنادار بودن تفاوت بین دو ضریب همبستگی در نمونه‌های مستقل می‌باشد. نتایج حاکی از این است که در عملکرد خانواده بین میانگین نمرات آزمودنی‌های دختر و پسر تفاوت معنی داری دیده نشد و در کنترل خشم آزمودنی‌های دختر به طور معنی داری نمرات بالاتری نسبت به آزمودنیهای پسر داشتند. بین عملکرد خانواده و کنترل خشم آزمودنیهای پسر و بین عملکرد خانواده و کنترل خشم در کل آزمودنیها دارای ضرایب منفی و معنادار می‌باشد. فصل اول مقدمه (بررسی عملکرد خانواده در کنترل خشم نوجوانان) خانواده نخستین گروهی است که به صورت طبیعی وجود داشته و جامعه بر آن بنا شده است. که بوسیله ازدواج زن و مرد تشکیل می‌شود و با تولد فرزندان تکامل می‌یابد. اکثر افراد در خانواده بدنیا می‌آیند و در خانواده نیز می‌میرند. خانواده مثالوده حیات اجتماعی محسوب می‌شود. که گذشته از وظیفه تکثیر نسل و کودک پروری، برای بقای نوع بشر وظایف متعدد دیگری از قبیل تولید اقتصادی، فرهنگ پذیر کردن افراد را نیز بر عهده دارد. بنابراین خانواده عامل واسطه‌ای است که قبل از ارتباط مستقیم فرد با گروهها، سازمانها و جامعه نقش مهمی در انتقال هنجارهای اجتماعی به وی ایفا می‌نماید. مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است. فضای خانواده آکنده از مهر و محبت، فداکاری و گذشت، صمیمیت و گرمی و در عین حال گاهی توام با حسادت ورشک، دشمنی و کینه توزی، نفرت و خشم است. کودکان در جریان اجتماعی شدن اینگونه عواطف را در کنار والدین خود تجربه می‌کنند. اعضای خانواده آنقدر به هم وابسته‌اند که هر نوع مشکل یا مسئله یک عضو خانواده به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر می‌گذارد. یکی از مشکلات رایج قرن حاضر در خانواده‌ها، مسئله خشم و عصبانیت است در واقع بسیاری از اشخاص به دلایل شناخته شده یا ناشناخته درگیر بحران خشم هستند. اما به راستی خشم چیست؟ علل و ریشه‌های عصبانیت چیست؟ خشم و پرخاشگری هیجانهای جهانشمولی هستند که در همه فرهنگها دیده می‌شوند. و یکی از شایعترین مشکلات رفتاری هستند که موجب ناراحتی و پریشانی دیگران می‌شوند و بهداشت روانی جامعه را مختل می‌کنند (نمازی 1377) نگاهی کوتاه به جهان اطراف به ما نشان خواهد داد که همان گونه که یکی از علمای اجتماعی معاصر گفته است: «عصر ما عصر پرخاشگری است». بخش عمده اخبار رادیو و تلویزیون شرح و نمایش خشونتهایی است که در نقاط مختلف جهان از سوی انسانهایی نسبت به انسانهای دیگر اعمال می‌شود. کشتارهای جمعی، قتلهای انفرادی، تجاوز، تبعیض، محروم کردن از حقوق اولیه، همه و همه گویای چهره خشن و زشت انسان نسبت به همنوعان خود اوست و جای تعجب نیست که عالم اجتماعی دیگری گفته است: «ما رفتارهای خشن انسانها را نسبت به یکدیگر حیوانی می‌خوانیم، ولی بررسی خشونتهای انسان نسبت به انسان نشان می‌دهد که به کار بردن صفت حیوانی در مورد این گونه رفتارها در واقع توهین به حیوانات است.» در حقیقت هم هیچ حیوانی نسبت به هم نوع خود تا این اندازه بی رحم و تا این اندازه خشن نیست (کریمی، 1377). در طی بیست سال گذشته، برنامه‌های کنترل خشم افزایش یافته است (دل و کیروالیری، 2003). هدف کنترل خشم کاهش احساسات پرخاشگرانه و برانگیختگی فیزیکی است که خشم آن را بوجود می‌آورد. روشهای متعددی برای کنترل خشم مطرح شده است که از میان آنها می‌توان رفتار درمانی شناختی، شناخت درمانی، جرات آموزی، آرامش آموزی، آموزش مهارتهای حل مساله، درمان دارویی و درمانهای مرکب را نام برد. پژوهشهای متعددی در مورد کنترل خشم صورت گرفته، شور و اسپیواک (1980) در پژوهشهای خود نشان دادند که ارائه مداخلات زود هنگام به دانش آموزان باعث کاهش پرخاشگری آنها می‌شود. (رافعی 1383) بیان مسئله در بین نهادهای مختلف اجتماع، کانون مقدس خانواده به عنوان بهترین تجلی گاه فرهنگ حاکم بر سایر نهادها، محل ارضاء نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی شناخته شده است. کانون خانواده پناهگاه و کانون ویژه‌ای برای نیازهای عاطفی، حل مشکل، روابط سالم و فرآیند نقشهای خانوادگی می‌باشد، خانواده چه از دیدگاه خویشاوندی، پیوندهای عاطفی و یا وابستگی ساختار آن با جامعه، مورد توجه قرار می‌گیرد، هر جا که امکانپذیر یا سودمند تشخیص داده شود، در مجموع رده بندی اجتماعی جایگاهی به آن اختصاص داده می‌شود. البته این رده بندی نه در قالب طبقات بلکه به شکل قلمروهای فرهنگی است و همچنین همه مذاهب به گونه‌های متفاوت اهمیت خانواده و چگونگی تشکیل این کانون، رفتار و وظایف هر یک از اعضاء آن را مشخص کرده‌اند (بخاریان، 1374) خانواده نقش بسیار مهمی در رشد و پیشرفت توانائیها و استعدادهای اعضای خود دارد، و به عبارت دیگر نقش و وظایفی که هر یک از اعضاء خانواده بر عهده می‌گیرند در تقابل نزدیک با یکدیگر بوده و ایفای نقش هر یک از اعضاء می‌تواند موجبات رشد و تعالی خانواده را فراهم کند. مسئله اساسی در پژوهش حاضر بررسی عملکرد خانواده و رابطه آن با کنترل خشم نوجوانان می‌باشد و منظور از عملکرد خانواده کیفیت روابط خانوادگی و روابط عاطفی پدر و مادر که در بروز انحرافات و بیماریهای روانی نقش دارد می‌باشد. در خانواده‌هایی که والدین با یکدیگر توافق ندارند، زمینه مناسب برای اختلال در خانواده ایجاد می‌شود. اختلال در کارکرد خانواده، مشکلاتی را در منظومه خانواده ایجاد می‌کند و در صورت تشدید مشکلات، خانواده را به سمت فروپاشی سوق می‌دهد و بطور کلی افزایش ناراحتی‌های فکری، جسمی، عاطفی و عدم سلامت در جامعه ناشی از کارکرد مختل خانواده در درون خانواده می‌باشد. داویدیان (1371) در این رابطه می‌نویسد : وجود بیمار روانی در خانواده می‌تواند به کارکرد عادی و اقتصاد خانواده لطمه شدیدی وارد کند، از نظر روابط انسانی سایر افراد خانواده را در وضع نگران کننده‌ای قرار دهد و صرف نظر از مخارج هنگفت و صرف وقت، خانواده فشار روانی شدیدی را تحمل می‌کند. سعادتمند (1376) در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه بین کارائی خانواده و سلامت عمومی فرزندان به این نتیجه دست یافت که بین کارائی خانواده و فرزندان به علائم جسمانی، اضطراب و اختلال خواب، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی رابطه معنی دار وجود دارد. نوروزی (1377) پژوهشی با عنوان تأثیر کارائی خانواده در ابتلا به اختلال روانی نوجوانان گروه سنی 15 الی 18 ساله شهر تهران روی 120 نوجوان اجرا نمود، وی به این نتیجه رسید که کارائی خانواده بر ابتدا نوجوانان به اختلالات روانی تأثیر مستقیم دارد. حیدری (1384) در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه عملکرد خانواده و مؤلفه‌های خود گردانی در دانش آموزان پسر پایه دوم متوسط نظری شهر ایلام اجرا نمود، وی به این نتیجه دست یافت که بین 12 بعد از ابعاد عملکرد خانواده با خودگردانی رابطه معنی داری وجود دارد. بران، بیرن، رابرت، اسکاتسر، جامیتون (2000) در تحقیقی تحت عنوان بررسی کارائی خانواده در افسردگی مادران و فرزندان به تحقیق و کاوش در مورد مادران تنها می‌پرداختند که تحت پوشش سازمان رفاه عمومی (بهزیستی) بودند و به این نتیجه رسیدند که کانون گرم عاطفی فرآیند حل مشکل در خانواده نقش بس اساسی در تضمین سلامت روان دارد (به نقل از پویا نفر 1381) با توجه به تحقیقات مذکور عملکرد خانواده نقش مهمی در سلامت روانی فرزندان دارد. بنابراین پژوهشگر قصد دارد ارتباط بین عملکرد خانواده و کنترل خشم نوجوانان را بررسی کند و چنین تحقیقاتی که جنبه کاربردی دارند می‌توانند روشن کننده علل و عواملی باشند که ممکن است زمینه‌های بروز انحراف در جامعه را مشخص کنند. هدف کلی پژوهش : بررسی عملکرد خانواده در کنترل خشم نوجوانان دختر و پسر (15-18) شهر تهران اهداف اختصاصی پژوهش : سنجش عملکرد خانواده‌هایی که کنترل خشم نوجوانانشان سنجش شده است. سنجش میزان کنترل خشم نوجوانان مقایسه میزان کنترل خشم پسران و دختران تعیین رابطه بین عملکرد خانواده و کنترل خشم پسران تعیین رابطه بین عملکرد خانواده و کنترل خشم نوجوانان تعیین رابطه بین عملکرد خانواده و کنترل خشم دختران فرضیات پژوهش بین عملکرد خانواده نوجوانان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد. بین میزان کنترل خشم دختران و پسران تفاوت معنی داری وجود دارد. بین عملکرد خانواده و کنترل خشم نوجوانان همبستگی وجود دارد. متغیرها متغیرها بر حسب نقشهایی که در این تحقیق دارند به چهار دسته تقسیم می‌شوند. متغیر مستقل عبارت است از عملکرد خانواده متغیر وابسته عبارت است از کنترل خشم نوجوانان متغیر مزاحم عبارت است از بلوغ – وضعیت اقتصادی – میزان تحصیلات والدین متغیر کنترل عبارت است از جنس و سن تعریف علمی و عملیاتی متغیرها 1- تعاریف علمی متغیرها الف – عملکرد خانواده : در اصل اشاره به ویژگیهای سیستمی خانواده دارد. چگونگی برخورد خانواده با مشکلات و نیز تغییرات تحولی اعضا و چگونگی برخورد خانواد با بحرانهایی که به طور طبیعی در نتیجه بیماری، حوادث و ... بوجود می‌آیند. به طور کلی کارائی خانواده در برگیرنده حوزه‌های گسترده‌ای از ویژگیها، توانائیها و نقشهای خانواده است (اپشتاین 1969 به نقل از نجاریان 1374) ب – کنترل خشم – هدف مدیریت خشم، کاهش احساس عصبانیت و برانگیختگی فیزیولوژیکی است که خشم باعث می‌شود. 2- تعاریف عملی الف) عملکرد خانواده : نمره‌ای که از خانواده آزمایFDA کسب می‌کنند. ب ) کنترل خشم :نمره‌ای که نوجوانان از پرسشنامه خشم اسپیلبرگر (STAXI-2) کسب می‌کنند. منابع فصل اول پویانفر – آزیتا (1381)، بررسی رابطه بین کارائی خانواده با سلامت عمومی زوجین دانشجو درشهر تهران – پایان نامه کارشناسی ارشد- دانشگاه الزهرا حیدری- عظیم (1384)- بررسی رابطه عملکرد خانواده و مولفه‌های خرد – گردانی در دانش آموزان پسر پایه دوم متوسطه نظری شهر ایلام – پایان نامه کارشناسی ارشد داودیان – علی اکبر (1371)- پایان نامه – بررسی درباره شیوع بیماری روانی – دانشگاه علوم پزشکی ایران رافضی- زهره (1383)- نقش آموزش کنترل خشم به نوجوانان 15 تا 18 ساله در کاهش پرخاشگری – پایان نامه کارشناسی ارشد سعادتمند – نیره (1376)- بررسی رابطه بین کارایی خانواده و سلامت عمومی فرزندان آنها – دانشگاه ازاد اسلامی واحد رودهن کریمی – یوسف (1377) روان شناسی اجتماعی – چاپ چهارم- تهران- انتشارات ارسباران نمازی محمود آبادی – داوود (1377) بررسی اثر بخشی آموزش اصول و فنون تغییر رفتار به والدین در تعدیل پرخاشگری کودکان 1-8 ساله – پایان نامه کارشناسی ارشد – روان شناسی تربیتی – دانشگاه علامه طباطبایی – دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی نوروزی – مهدی (1377) – بررسی تاثیر عملکرد خانواده در ابتلا به اختلال روانی نوجوانان گروه سنی 15 الی 18 ساله شهر تهران – پایان نامه کارشناسی – دانشگاه آزاد اسلامی – وحد رود هن نجاریان – فرزانه (1374) – عوامل موثر در کارایی خانواده – بررسی ویژگیهای روان سنجی مقیاس سنجش خانواده (FAD) – پایان نامه کارشناسی ارشد – روان شناسی مشاوره دانشگاه ازاد اسلامی واحد رود هن فصل دوم مرور ادبیات تعریف خانواده هرچند تمامی جامعه شناسان بر اهمیت خانواده در جهات اجتماعی تاکید دارند لیک این مفهوم هنوز هم یکی از پر ابهام ترین مفاهیم این مهم است. برگس و لاک در اثرشان خانواده به سال 1953 می‌نویسند: «خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی، همخونی، و یا پذیرش (به عنوان فرزند) با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می‌کنند» راجرز (به نقل از سیف 1378) خانواده را این طور تعریف کرده است: «خانواده نظامی نیمه بسته است که نقش ارتباطات داخلی را ایفا می‌کند، و دارای اعضایی است که وضعیتها و مقامهای مختلفی را در خانواده و اجتماع احراز کرده و با توجه به محتوای نقش وضعیتها، افکار، و ارتباطات خویشاوندی که مورد تأیید جامعه‌ای است که خانواده جزء لاینفک آن است، ایفای نقش می‌کند تعاریف محتوای نقش، در طول تاریخ خانواده بر حسب و قسمتهای مختلف تغییر پذیر است و در این تعریف خانواده نظامی نیمه بسته است که نقش ارتباطات داخلی را ایفا می‌کند، این مربوط به اثرات متعامل پویاییهای خانواده است. لوی می‌نویسد : «خانواده واحدی اجتماعی است که بر اساس ازدواج پدید می‌آید.» و در اثر گیری باز همین نویسنده در تعریف خانواده می‌نویسد : «خانواده پیوندی است که با نهاد ازدواج ازدواج یعنی صورتی از روابط جنسی که مورد تصویب جامعه قرار گرفته است، مرتبط است» خانواده در زمر‌ه عمومی ترین سازمانهای اجتماعی است و بر اساس ازدواج بین دست کم دو جنس مخالف تشکیل می‌گیرد. و در آن مناسبات خونی واقعی یا اسناد یافته به چشم می‌خوذد. صافی (1374) خانواده را یک واحد اجتماعی که بر اثر ازدواج یک زن و مرد پدید می‌آید و وجود فرزندان آن را تکمیل می‌کند، می‌داند. شفائی (1364) موضوع خانواده را عبارت از چگونگی تشکیل خانواده و چگونگی حالات و عوارض حاصله در آن و شرایط تشکیل آن از عناصر مادی و معنوی و تکلیف و عوارض وظایف افراد خانواده می‌داند قائده خانواده را پدید آوردن یک کانون آسایش و خوشبختی و نشاط طبیعی می‌داند. خانواده از دیدگاه دیگر معیار شناخت و سنجش آسیبهای اجتماعی است. به درستی آنگاه که طلاق رو به فزونی می‌رود، کشمکشهای درونی خانواده اوج می‌یابد و فرزندان در سنین نوجوانی به دور از نظر والدین در ورطه آلای چون اعتیاد، بزهکاری و ... گرفتاری آینده باید دانشمندان و همه مسئولان جامعه در جستجوی علل عمیق اجتماعی آن به اعماق جامعه رسوخ کنند. وقتی می‌گوئیم خانواده یکی از عوامل موثر در رشد نوجوان است مقصود ما تنها والدین و اثر رفتا آنها نیست بلکه مقصود محله و همسایگان، آب و هوا و طرز تغذیه در خانواده، موقعیت قرار گرفتن و گنجایش خانه، وضع اقتصادی، رفتار اقوام و حتی آمد و رفت مهمانان نیز می‌باشد که همگی در رشد و رفتار نوجوان موثر خواهد بود. خانواده اولین واحد یک اجتماع است که کودک در آن شکل می‌گیرد. شکل جسمی، عاطفی، شخصیتی و قدیمی ترین موسسه تعلیم و تربیت بشری است. بقول برسارد استاد دانشگاه پنسیلوانیا در خانواده مقتدرترین عامل ساختمان شخصیت اجتماعی نوجوان است» (لورا استافورد- چری به یر – مترجمان محمد دهگان پور – مهرداد فرازچی- 1377) تعریف نوجوانی نوجوانی به دوره گذر از کودکی به بزرگسالی اطلاق می شود. محدوده سنی این دوره به روشنی تعیین نشده است ولی حدوداً دوازده تا نوزده سالگی را در بر می گیرد، در حدود نوزده سالگی که رشد جسمی فرد تقریباً کامل می شود، فرد به بلوغ جنسی دست می یابد، و برای خود هویتی فردی – مستقل از خانواده اش بدست می آورد. رشد جنسی، بلوغ جنسی دوره پختگی فرد از نظر جنسی است که طی آن کودک به فرد بزرگسالی وتبدیل می شود که به لحاظ زیستی رسیده و پخته شده است و قدرت تولید مثل جنسی را پیدا کرده است این اتفاق در عرض سه تا چهار سال روی می دهد (اتکینسون lococit) انواع خانواده با توجه به ابعاد گوناگون خانواده، اهمیت آن و شرایط خاصش در جوامع مختلف می توان پذیرفت که انوع و صور گوناگون یابد. 1- خانواده زیستی خانواده ای است برخوردار از مشروعیت اجتماعی و لیک فاقد توان و یا قصد حضانت از فرزندانش 2- خانواده مرآب گروهی اجتماعی است شامل دو یا چند خانواده هسته ای که در یک خانه زندگی نمایند. 3- خانواده زن و شوهری خانواده ای است که در آن تأکید بر روابط زن و شوهر است، نه بر روابط بین خویشان به معنای گسترده حکم 4- خانواده گسترده خانواده ای است که در درون آن چند نسل با یکدیگر زندگی می کنند. 5- خانواده پیوسته خانواده ای است که نمونه خاص آن در هند ملاحظه شده است و از این جهت بدان خانواده هندی نیز اطلاق می شود. 6- خانواده مادر مرکز در برابر خانواده پدر مرکز، خانواده ای است که در آن زن اهمیت بیشتری می یابد. 7- خانواده فرزند مرکز خانواده ای که در آن تعداد فرزندان اندک، هزینه های آنان بالا و کار اقتصادی آنان در خانه نادر است و لیک علی رغم این شرایط، فرزندان در این نوع خانواده ارزشی محوری می یابند. 8- خانواده راه یابی خانواده ای که شخص از آن بر می خیزد. بدان خانواده خاستگاه نیز اطلاق می شود. 9- خانواده فرزند زایی خانواده ای است که فرزند خود با ازدواج بنا می کند. 10- خانواده ناقص خانواده ای که فقط با یکی از والدین (پدر یا مادر) ادامه حیات می دهد. 11- خانواده پدر - مادری خانواده ای است که دوران پایانی حیاتش را می گذراند و از جهاتی قابل تشابه با اولین سیکل خانواده است. 12- خانواده ستاکی این مفهوم توسط لوپه مطرح گردید. این نوع خانواده، همان طور که از ناشی (ستاک از نظر لغوی، ساقه درخت را در ذهن متبادر می سازد) برمی آید، دوری اعضای خانواده با ترک خانواده از جانب آنان مترادف نیست. 13- خانواده هسته ای خانواده ای است کوچک، متشکل از زن و شوهر و احتمالا فرزند یا فرزندانی چند 14- خانواده زادروگا نوع خاص از خانواده گسترده است که در یوگسلاوی پدید آمد در لغت به معنای یک (گروه تعاونی) است. (استافورد، 1377) اهمیت خانواده خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماعی، اساس تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است. خانواده باید هر چه بیشتر مورد توجه قرار گرفته و تلاش شود که از ستیزه های خانوادگی جلوگیری به عمل آید. خانواده نقش بسیار مهمی را در شکل گیری و گسترش روح ملی و در نهایت حفظ حدود و شعور کشور ایفا می کند در کشورهایی که مبانی خانوادگی سست و ناپایدار است مسلماً روح همبستگی ملی و تعاون نیز سست و بی پایه می باشد. تاریخ به ما می آموزد که تواناترین ملتها، آنهایی بوده اند که خانواده در آنها قویترین بنیاد و سازمان را داشته است و ملتهایی که روابط خانوادگی آنها به انحطاط، فساد و تباهی دچار شده در برابر تهاجم همسایگان و دشمنان زودتر از پای در می آیند و راه زوال را می پیمایند. کانون خانواده – می تواند مرکز تعلیم و تربیت و نیزمرکز آموزش حس تعاون، گذشت، فداکاری و تمامی خصایص عالی انسانی باشد، از این روست که می گویند: (هر فرزندی آیینه تمام نمای خصلتهای خانوادگی است) (پویانفر -1381) روابط خانوادگی در ایجاد یک رابطه صحیح با اجتماع برای شخص مهم است اینکه چقدر افراد یک خانواده به هم مربوط باشند تا چه حد هدفها و مطالب مورد علاقه اشان در یک جهت باشد بسیار مهم است. این مطلب تا حد زیادی به تشکیلات و کنترلهایی که در یک خانواده وجود دارد مربوط است. شکل وساختار خانواده ها، طرز ارتباط هر یک از اعضای خانواده با یکدیگر و جامعه ای که خانواده در آن به سر می برد، تمام موارد یکسان نیست بنابراین تاثیر خانواده ها در رفتار افراد، مختلف است. در یک خانواده، شکل کار و طرز ارتباط اعضای خانواده به گونه ای است که محیط خانواده به طور کلی روح یگانگی در خانواده برای رشد و نمو کودک در جهت مثبت و سازنده وجود دارد در خانواده هایی که پدر و مادر با یکدیگر توافق ندارند در نتیجه کشمکش میان خانواده ها وجود دارد و یا پدر و مادر از یکدیگر جدا شده اند، زمینه برای بروز اختلالهای روانی مهیا می شود (فرجاد 1374) کارکرد خانواده کریشنرو کوپشتر (1986) (به نقل از پویانفر loc. Cit) فرآیند، خانواده مطلوب خانواده، تعاملات زوجین، تعاملات تربیتی و تعاملات مستقل را مورد توجه قرار داده اند و کنش فردی اعضای خانواده در فعالیتهایشان، خواه حرفه ای، تحصیلی، اجتماعی یا تفریحی را بررسی نموده اند. در خانواده های دو والدیک که زن و مرد در کنار هم هستند تعاملات زناشویی می تواند اساس و بنیان سایر امور باشند، آموزش، الگودهی، مواجهه، تاثیر، دلگرمی، و اتهام بخشی نیز ممکن است مد نظر قرار گیرند. چنانچه روابط زناشویی سست باشد، پایه های لازم برای موفقیت آمیز بودن و مطلوب بودن عملکرد خانواده، لرزان و یا حداقل ضعیف خواهد بود و برای زوجی که خودشان با هم سازگار نیستند مشکل است که والدین خوبی باشند. بنابراین بخش مهم ارزیابی خانواده، ارزیابی کیفیت روابط زناشوئی است. رابطه زناشوئی باید بر مبنای احترام و اطمینان باشد که در این امر عوامل عاشقانه و صمیمیت نیز دخالت دارند. علاوه بر این هر یک از زوجین نیازمند همسری با کفایت و آگاه هستند که بتواند بموقع به حل تعارضات موجود بپردازد. به طور اجمال : کارکرد خانواده مطلوب، مفهوم مفیدی است که نه تنها در مورد مشکلات احتمالی بوجود آمده در خانواده بلکه در تعیین این که آیا نیازهای زوجین وفرزندان آنچنان که می بایست برطرف می شوند یا نه نیز مد نظر قرار گیرد. هر خانواده باید هم نیازهای عاطفی و هم روان شناختی اعضای خود را برآورده سازد و کودکان را برای زندگی مستقل در دنیایی که بعدها در آن قرار خواهند گرفت آماده سازد و در موقع مناسب آنها را روانه جامعه کند. نقش نهاد خانواده در ایجاد احساس امنیت صاحب نظران نهاد را معمولا نظامی از تشکیلات ارزشها، شیوه های قومی، آداب و رسوم و قوانین می دانند، آنچه که اهمیت دارد سازماندهی به رفتارها با روشهای انجام فعالیتهایی است که در این رابطه با نیازمندیهایی مهم مطرح می شود، در بررسی هر نهاد اجتماعی، ساخت اجتماعی، یکی از جنبه های مهم نهاد است و چنین مفهومی در برگیرنده نظام روابط اجتماعی، تعهدات متقابل در نقشهای اجتماعی و انتظارات در سطح جامعه و در ارتباط با نیاز معینی می باشد. این نهادها با کمک گرفتن از مذهب و استفاده از روشها و ابزارهای متناسب با درجه پیچیدگی فرهنگ و تمدن جامعه، می توانند امکانات لازم برای فرهنگ پذیری افراد را فراهم نمایند و در اختیار آنان قرار دهند. افراد هم به میزان دانش، استعداد و انگیزه های خودشان در ابعاد رفتاری و ارزش به فرهنگ پذیری، اجتماعی شدن می پردازند. کارکردهای دیگری که در مورد خانواده می تواند مورد توجه این بحث قرار گیرد عبارتند از ایجاد احساس امنیت برای اعضای خانواده و احساس تعلق به گروه. همه کارکردهای خانواده بویژه موارد مطرح شده تنها در شرایطی می تواند امور تربیتی کل خانواده را در دست گیرد و به پرورش شخصیت متعادل کودکان و نوجوانان خود بپردازد (پویا نفر op.cit) خانواده یک واحد اجتماعی، با نقشها و وظایف متعدد است. این واحد چون هر واحد اجتماعی دیگرنیازمند به استحکام و محافظت است تا بتواند فعالیتهای خود را سامان داده و برای جلوگیری از هرج و مرج از هم پاشیدگی تعادل خود را حفظ کند همانگونه که استحکام یک ساختمان مستلزم استحکام بخشهای مختلف چون دیوار، سقف و غیره است و اشکال در هر کدام از قسمتها کل ساختمان را دچار سستی و تزلزل می کند در یک خانواده نیز اختلال در کار هر کدام از اعضاء تعادل کل مجموعه را بر هم می زند (سام آرام 1379) مدیریت خانواده الف- قدردانی کردن در قرآن کریم آمده است که هرکس از خدا تشکر کند به سود خودش این کار را کرده است. در مدیریت نیز ثابت شده که هر گاه از کسی بابت کار خوبی که برای ما انجام داده است قدردانی کنیم باز هم آن کار را خواهد کرد و بر اثر تکرار کارش روز به روز بهتر و بهتر خواهد شد. هر یک از افراد خانواده یا دیگران که برای شما کاری مطلوب انجام می دهند از آنها تشکر کنید. البته هر کار آدابی دارد که اگر مطابق آنها انجام شود. اثر آن به مراتب نیکوتر و پدیدارتر خواهد بود.حال ببینیم آداب تشکر چیست. تشکر را به صراحت و لحن رسا بیان کنید واضح و شمرده و با لحن خویشاوند و توام با لبخند از دیگران تشکر کنید. به هنگام تشکر اسم طرف را بگوئید نام هرکس برای او شیرین ترین کلام است. اگر می توانید شما نیز کار خوبی که در خور تشکر و قدردانی باشد برای طرفتان انجام دهید به عبارت دیگر، به کسی که کار مطلوب برایتان انجام داده است به نوعی پاداش مناسب بدهید. ب – انتقاد کردن 1- انتقاد باید به طور کاملا محرمانه وبدور ازچشم دیگران انجام شود (حضرت علی (ع) می فرمایند «انتقاد شما در جمع نوعی تنبیه و تحقیر است) 2- پیش از بیان انتقاد، کلام محبت آمیزی بر زبان بیاورید. لبخندی بزنید، خوش و بشی کنید، از کار خوبی که طرف شما قبلاً انجام داده است تعریف کنید. 3- از عمل انتقاد کنید نه از عامل، به طرفتان نگوئید که بی عرضه است و مسئولیت سرش نمی شود. حال کار ندارد و دست و پا چلفتی است و ... این گونه سخنان اهانت به شخصیت افراد است. راه حل های عملی و معقول پیشنهاد کنید. برای هر خطا فقط یک انتقاد کافی است. با لحن دوستانه انتقاد خود را پایان دهید. ج – بحث کردن 1- بگذارید طرف مقابل موضوع خود را کاملا تشریح کند. 2- سوال کنید برای اینکه موضوع طرفتان را بهتر درک کنید. 3- پیش ازپاسخ دادن کمی تأمل کنید، معنی تأمل شما این است که دارید درباره مطالب آنها فکری کنید. چون ارزش فکر کردن دارد. 4- موضع خود را به آرامی و به دقت بیان کنید. لحن دوستانه و ملایمی به کار برید. 5- امرار نداشته باشید صد در صد برنده شوید. 6- برای طرفتان راه فرار بگذارید مثلا بگویید شاید او به همه اطلاعات و ارقام لازم در این مورد دسترسی نداشته باشد (سروش 1378) جو عاطفی خانواده (فرجاد loc-cit) منظور از جو عاطفی خانواده نحوه ارتباط و طرز برخورد یک خانواده با یکدیگر است نظر افراد خانواده نسبت به هم احساسات و علاقه آنها به یکدیگر، چگونگی دخالت – یا عدم دخالت آنها – در کارهای هم و همکاری یا رقابت آنها با یکدیگر نشانگر نحوه ارتباط اعضای خانواده است رابطه اعضای یک خانواده ممکن است به سه صورت ظاهر گردد. 1- دموکراسی 2- آزادی مطلق (یا عدم دخالت در یکدیگر 3- دیکتاتوری الف) دموکراسی در اینجا منظور از دموکراسی عاقلانه ترین و انسانی ترین راه زندگی است. در خانواده ای که دموکراسی حاکم بر روابط آن باشد ویژگی های زیر مشاهده می گردد : در اینجا خانواده، همه افراد به تناسب موقعیت و امکانات، حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل مختلف را دارند. هر یک از اعضای خانواده حق دارند، درباره کارهای خانواده پیشنهاد کند. در انتخاب هدفهای زندگی خانوادگی، در تقسیم در آمد، در خارج خانه و طرز زندگی، افراد می توانند اظهار نظر کنند (حق) هر یک از اعضا با (مسئولیت) همراه است همانطور که اعضای خانواده دخالت در کارهای خانه را دارند، باید تقسیم کار به عمل آید هر یک به تناسب امکان خود مسئولیت انجام کارها را بر عهده بگیرد و راه استفاده از حق و مسئولیت، باید عاقلانه رفتار نماید. ویژگی دیگر این خانواده مربوط به روش کار آنها باشد در این خانواده پیروی از روش عقلانی، مبنا و اساس کار را تشکیل می دهد تقسیم درآمد، تأمین مخارج، گردش و تفریح، ارتباط پدرو مادر با فرزندان با ارتباط فرزندان با یکدیگر، همه باید از روی سنجش و خرد صورت گیرد در این (فرجاد- op-cit) ب ) آزادی مطلق منظور از آزادی این است که هر کس می تواند هر کاری را که میل دارد انجام دهد و دیگری حق دخالت در کار او را ندارد. در این خانواده ای که آزادی به این معنا حاکم بر روابط اعضا است و هیچ یک از اعضای خانواده در کار دیگری دخالت نمی کند معمولاً هر فردی می خواهد مطابق میل خود عمل می کند و تمایلات حاکم بر اعمال افراد است. در موارد محدودی ممکن است تمایلات افراد مختلف که در یک جا با هم زندگی می کنند، در مسیرهای گوناگون باشد و با یکدیگر برخوردی نداشته باشد ولی در بیشتر موارد تمایلات افراد یک دسته یا یک خانواده با هم تصادم و برخورد دارد، یکی میل دارد تلویزیون تماشا کند، در صورتی که دیگری در این ساعت میل دارد به گردش برود و ... در نتیجه، هرج و مرج و بی نظمی، حاکم بر روابط اعضای خانواده می شود و زندگی برای آنها مشکل خواهد بود افرادی که از تمایلات خود پیروی می نمایند غالبا در عالم خیال به سر می برند و از برخورد با واقعیتهای زندگی خودداری می کنند (پویا نفر- Loc – cit) پ ) دیکتاتوری خانواده ای که تابع اصول دیکتاتوری است معمولا رشد کودکان را حدود می سازد در این خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است. این فرد غالبا پدر خانواده است. در برخی از موارد، ممکن است ما در نقش یک دیکتاتور را در خانواده اجرا کند. گاهی هم در اثر نفوذ خواهران و برادران نسبت به کوچکترها با تحکم رفتار می کنند. در چنین خانواده ای فقط دیکتاتور تصمیم می گیرد، هدف تعیین می کند راه نشان می دهد، همه باید مطابق دلخواه میل او رفتار کنند، او فقط حق اظهار نظر دارد و دستورات او باید بدون چون و چرا از طرف دیگر به معرض اجرا در آیند. برنامه کارخانه را افراد دیکتاتور تعیین می کنند و در کوچکترین عملی که دیگران انجام می دهند دخالت می نمایند. تنها دیکتاتور ازاستقلال برخوردار است. ارزش کار دیگران به وسیله دیکتاتور تعیین می شود. او در کارهای خصوصی اعضا دخالت می کند و کار و تحصیل، وقت گردش و استراحت مورد تایید دیگران واقع شود. مصالح خانواده و اعضای آن را او تشخیص می دهد و دیگران باید نظر او را در این مورد قبول کنند. در خانواده های استبداد، بر قدرت و احترام والدین بیش از اندازه تاکید می شود. در این نوع خانواده به فردیت اعضا توجه نمی شود و معمولا همه افراد بدون قید و شرط از خواسته های والدین یا بزرگتر خانواده پیروی می کنند. در این خانواده ها، کودکان از حقوق خاصی برخوردار نیستند و به آرزوها و خواسته های آنان چندان توجهی نمی شود (دیک مایردان 1379) نقش الگوهای روابط خانوادگی در رشد اجتماعی فرزندان الف ) کودکانی که در محیط دموکراسی پرورش می یابند. این بچه ها در مدرسه می توانند به خوبی با دیگران در ارتباط باشند و درزمینه عاطفی دچار اشکال نخواهند شد. زود با دیگران ارتباط پیدا می کنند،آماده همکاری با دوستان خود هستند و اختلاف عقاید دیگران در نظر آنها امری عادی است زیرا بارها نظرهای مختلف را در خانه شنیده و تحمل کرده اند. تعصب در میان این دسته از بچه ها کم دیده شود وبه هیچ وجه درصدد تجاوز و حمله به دیگران بر نمی آیند. البته دموکراسی در محیط خانواده به معنای آزادی نامحدود نیست زیرا در چنین خانواده ای اگر محدودیت ها برداشته شود و افراد، حقوقی برای یکدیگر قائل نباشد، احتمالا همه افراد خانواده دستخوش دگرگونی و اختلال می شوند و کودکان نیز در آینده با موازین اجتماعی و اخلاقی جامعه خود در تعارض قرار می گیرند. طبق گزارش سیموند، کودکانی که در خانواده های دموکراتیک پرورش می یابند معمولا که از نظر نمره های درسی و حتی بهره هوشی، در مقایسه با کودکان پرورش یافته در دیگر محیط ها، پیشرفت بهتری دارند. این کودکان از حس کنجکاوی بیشتری برخوردارند، خلاق و تکرو هستند، در بین همسالان خود محبوبیت بیشتری دارند و بالاخره بهتر میتوانند رهبری گروه همسالان را برعهده بگیرند. آزادی حساب شده در این خانواده ها تا حدی است که کودکان علاوه بر بیان عقیده خویش، در مواردی که به نظرشان نادرست می نماید اجازه دارند با والدین خود مخالفت کرده و با آنها بحث کنند. مهار منطقی موجب می شود که کودکان این خانواده ها قوانین و اصول رفتارهای صحیح وعامه پسند را درونی کرده و در قبال اعمال و گفتار خود احساس مسئولیت کنند. برخی از متخصصان تعلیم و تربیت این گونه والدین را والدین «مقتدر» نامیده اند چرا که اینان هم برای رفتار خود مختارانه و هم برای انضباط، اعتبار قائلند. جکسون و همکاران (1990)، معتقدند که والدین بچه های خلاق، استبداد و محدودیت های انضباطی کمی دارند. (استافورد Loc – Cit) ب ) کودکانی که در محیط کاملاً آزاد پرورش می یابند: افراد این خانواده‌ها مردی بی بند و بار، لاابالی، سهل انگار، خود خواه و بی هدف‌اند. میزانی بر اعمال و افکار آنها حاکم نیست، احساس مسئولیت نمی‌کنند، قادر به زندگی اجتماعی نیستند، نمی‌توانند با دیگران به سر ببرند و اغلب در زندگی با شکست روبرو می‌شوند. همین خصوصیات در رفتار بچه‌هایی که در این گونه خانواده‌ها پرورش یافته‌اند دیده می‌شود. آسان گیری بیش از حد می‌تواند برای کودک مخرب باشد و او را لوس، پرتوقع و خود خواه بار بیاورد، طوری که توقع توجه و محبت مداوم از دیگران دارد. در ضمن کودکانی که در خانواده‌هایی پرورش می‌یابند که در آن آزادی معقول و منطقی حاکم است، افرادی دارای روحیه همکاری، با اعتماد، سازگار در موقعیت‌های اجتماعی و مسئول خواهند بود. افراط و تفریط در آزادی دادن به کودک می‌تواند باعث دشواری‌های رفتاری وی شود، برای مثال فرزند خانواده‌ای که می‌تواند شب را تا دیر وقت یا تمام شب را در خارج از منزل و بدون اطلاع خانواده از ارزشهای اخلاقی مکانی که او در آن بسر می‌برند، بگذارند و یا هر پدیده‌ای را با آزادی کامل تجربه کند، فردی لذت طلب و بی بند و بار خواهد شد. ج ) کودکانی که در محیط دیکتاتوری پرورش می‌یابند در محیط دیکتاتوری، ترس و وحشت بر افراد غلبه دارد. کودک در چنین خانواده‌ای احساس نمی‌کند و وضع از همیشه متزلزل است، حق ندارد در امور مربوط به خود تصمیم بگیرد، در خانه و مدرسه و ارتباط با دوستان هم سن نیز باید رعایت دستورهای پدر یا مادر دیکتاتور را بکند. از ترمن تنبیه باید از انجام کارهایی خودداری کند بدون اینکه بداند چرا نباید از این کارها را انجام دهد. نوجوانانی که والدین خود کامه دارند کمتر متکی به خود هستند و نمی‌توانند به تنهایی کاری انجام دهند یا ابراز عقیده‌ای بکنند در ضمن این نوجوانان اعتقاد به نفس، استقلال و خلاقیت کمتری دارند، ذهن کنجکاو ندارند و در برخورد با مشکلاتروزمره عملی، تحصیلی و ذهنی، انعطاف پذیری کمتری دارند و معمولا والدین خود را نا مهربان و سهل انگار می دانند و معتقدند که انتظارات و تقاضاهایشان غیر منطقی و نادرست است. پیامدهای چنین تربیت و رشدی، انعکاس خود را در دوران بلوغ و در پدیده‌هایی نظیر ناهنجاری و عدم رشد و ناپختگی شخصیت افراد، فقدان روحیات مستقل و آزاد منشا نه، پرخاشگری، به رسمیت نشناختن حریم و حرمت اشخاص و نادیده گرفتن و حتی خوار شمردن ارزش‌های فردی متبلور می‌سازد. کودک در چنین شرایط تربیتی، فرهنگ گفت و گو و تفاهم را نمی‌آموزد، بلکه فرهنگ دیکته گفتن و دیکته کردن را فرا می‌گیرد. (لورا استافوردچری به یر op – cit) اثرهای روانی بلوغ جنسی عقل متعارف می‌گوید نوجوانی دورانی است «طوفانی و پرآشوب» و مشخصه آن نیز بدخلقی و تندخویی نوجوان، آشوب درونی، و شورشگری اوست. اما پژوهشها موید چنین دیدگاه بدبینانه ای نیست. در یک بررسی بیش از سیصد نوجوان را در حین گذر از کلاس اول راهنمایی به سوم راهنمایی مطالعه و پیگیری کردند، به این صورت که سالی دوبار با مصاحبه و انجام آزمونهای روانی آنها و خانواده شان را بررسی کردند. مجدداً در سال آخر دبیرستان هم آنها را ارزیابی کردند (پترسن، 1989). بیشتر این نوجوانان دوره نامرده را بدون آشفتگی عمده‌ای طی کرده بودند. البته این داده‌ها در عین حال حاکی از آن است که بلوغ جنسی اثرهای واقعاً مهمی بر تن انگاره، اعتماد به نفس، خلق، و ارتباط فرد با والدینش و با افراد جنس مخالف می‌گذارد. برخی از این اثرها را می‌شود مستقیما به تغییرهای هورمونی دوران بلوغ ربط داد ولی بیشتر این تغییرها به تاثیرهای فردی اجتماعی ناشی از تغییرهای جسم، و مهمتر از همه، به زمان وقوع این تغییرات مربوط است. بلوغ زودرس یا دیررس بر رضایت خاطر فرد نوجوان از ظاهر و تن انگاره‌اش تاثیر می‌گذارد. کلاً در میان دانش آموزان پسر سالهای دوم و سوم راهنمایی، آن دسته که به بلوغ جنسی رسیده‌اند از همکلاسیهای پسر خود که هنوز بالغ نشده‌اند، خلق مثبت قوی را گزارش می‌دهند و رضایت خاطر آنها از هیکل و ظاهرشان بیشتر ازپسرهای دیر بالغ است، و این بازتاب اهمیتی است که جامعه برای قدرتمندی و تنومندی افراد مذکر قائل است. در عین حال ثبات هیجانی پسرهای زود بالغ و تسلط آنها بر خودشان کمتر از پسرهای دیر بالغ است، یعنی احتمال روی آوردن آنها به دخانیات، الکل، مصرف مواد مخدر و درگیری با قانون بیشتر است. برعکس، پسرهای دیربالغ در سال دوم راهنمایی بدترین احساس را به خود دارند ولی نوعاً چنین است که همچنین به سالهای پایانی دبیرستان می‌رسند بتدریج در شمار سالمترین گروه در می‌آیند. اثر بلوغ زودرس بر اعتماد به نفس دخترها عکس تاثیر آن در مورد پسرهاست. دخترهای زود بالغ برعکس دخترهای دیربالغ دچار افسردگی و اضطراب بیشتری می‌شوند، اعتماد به نفس کمتری دارند. و عموماً از هیکل و ‌ظاهر فرد نیز رضایت کمتری دارند. آنها اغلب از اینکه هیکلی زنانه تر از سایر همکلاسیهای مونث فرد دارند شرمنده‌اند، به خصوص طبق معیارهای امروزی رسانه‌ها که لاغری نشانه جذابیت زنان تبلیغ می‌شود. دخترهای زود بالغ، زودتر از بقیه معاشرتی می‌شوند ولی این امر تا حدودی بدان سبب است که آنها را افرادی فعالیت جنسی زودرس می‌دانند. احتمال تعارض با والدین، افت تحصیلی، و داشتن مشکلات هیجانی و رفتاری نیز در مورد آنها بیشتر است (اتیکنسون – op – cit) رشد هویت اریکسون معتقد بود که تکلیف عمده نوجوان کسب احساس هویت است یعنی بافتن پاسخی به این دو سوال: «که هستم؟» و «چه کنم؟» اریکسون اصطلاح بحران هویت را برای اشاره به همین فرآیند فعال، فرآیند تعریف خود، وضع کرده بود، ولی آن را بخش لایتجزایی از رشد سالم روانی – اجتماعی دانست. فرد در این دوره برای شکل دادن به مفهوم یکپارچه‌ای از خود ممکن است عقاید، نقشها، و شیوه‌های رفتاری فراوانی را امتحان کند. نوجوان می‌خواهد از تلفیق این ارزشها و ارزیابیها تصویر یکدست و منسجمی بوجود آورد. اگر والدین، معلمان و همسالان او ارزشهای یکدستی را القا کنند آسانتر به جست و جوی هویت خود می‌پردازد. در جوامع ساده که الگوهای هویت، اندک و نقشهای اجتماعی، محدود است، تشکیل هویت تشکیل نسبتاً آسانی است. ولی در جوامعی به پیچیدگی جامعه این تکلیف برای بسیاری از نوجوانان دشوار است. آنها برای نحوه رفتار کردن و دانستن این امر که در زندگی چه باید بکند، تقریبا با بی نهایت احتمال روبه رو هستند. در نتیجه، نحوه کسب هویت نیز در آنها تفاوتهای عظیمی با هم دارد (اتکنسون op – cit) رسیدن به حس هویتی قوی تا حدودی به مهارتهای شناختی نیز بستگی دارد. نوجوان باید بتواند از خودش تصوری انتزاعی داشته باشد. توانایی در تفکر انتزاعی و تفکر فرضی و توانایی در داشتن چشم اندازی در آینده به نوجوان دریافتن هویت فردی کمک می‌کند. در عین حال، این نوع تفکر کار جستجو را برای نوجوان دشوارتر می‌کند زیرا امکان انتخاب برای او بیشتر شود. (شریفی، 1380) نقش خانواده اینکه نوجوان تا چه حد در بررسی احتمالات مختلف برای دست یافتن به هویت آزادی دارد به شدت تحت تاثیر روابط درون خانواده است. در مطالعه‌ای در مورد کنش‌های متقابل خانوادگی، نوجوانانی که در مقیاس کاووش هویت نمره بالایی آوردند بیشتر به خانواده‌هایی تعلق داشتند که اطمینان به خود و آزادی در مخالفت کردن و در عین حال وابستگی به خانواده، پذیرا بودن در برابر عقاید دیگران و احترام قائل بودن و حساس بودن در برابر عقاید دیگران تشویق می‌شد. یکی از کسانی که در مطالعه نمره بالایی آورده بود می‌گفت «در تصمیم گیریهای خانوادگی من معمولاً می‌توانم حرفم را بزنم ولی تصمیم نهایی با من نیست» بر عکس، نوجوانانی که در کاووش هویت نمره کمتر می‌آوردند از خانواده‌هایی بودند که در آن فردیت تشویق نمی‌شد و بر توافق و حمایت دو جانبه تأکید می‌شد. مطالعات دیگر نشان داده است که برای رشد دختران امکان داشتن استقلال رأی در کنش‌های متقابل خانوادگی و برای پسران احساس دلبستگی در روابط خانوادگی به خصوص با پدر بسیار مهم است (یاسایی 1380) نوجوان بتدریج که از سرزمین آرام و بی خیال کودکی به دشتهای حادثه بلوغ می‌رسد، دگرگونیهایی را در خویش می‌یابد. احساس می‌کند که به سرعت دارد به وضعیت جدیدی دست می‌یابد و میل دارد که خانواده نزدیکترین افراد، این دگرگونی او را باور کنند و موفقیت جدید وی را به رسمیت بشناسند. کوچکترین حرکت ناشیانه والدین به این موقعیت جدید لطمه می‌زند و نوجوان را به شدت جریحه دار می‌کند و او را بر می‌انگیزد تا به عکس العملهای تند و سرشار دست زند. شیوه معمول و متداول این است که مربیان و والدین، همواره از دیدگاه خود به قضایا و مسائل می‌نگرند و به قضاوت می‌پردازند. لکن روش معقول و موثر در دوران بلوغ این است که باید خود را در موقعیت فرزند و دانش آموز نوجوان خود قرار دهند و از دیدگاه او به مسائل بنگرند (شریفی loc – cit) مناسبات نوجوان و خانواده خانواده و نوجوان، هر دو، روزهای دشواری را سپری می‌کنند و علاقه مندند که دوران همزیستی مسالمت آمیز هر چه زودتر فرا رسد. در خانواده‌هایی که در گامهای نخستین، ابتدا روابط والدین با یکدیگر به سطح خوب و مطلوبی رسیده است، در ارتباط با ناجوانان خویش نیز موفقتر از دیگرانند. نوجوانان از مشاهده اینکه والدین آنها از روابط هماهنگ و توأم با سازگاری برخوردارند، علاوه بر احساس مسرت الگویی عملی می‌گیرند و نیز درسی واقعی می‌آموزند که با دیگران چگونه روابط مسالمت آمیز و مناسبی برقرار نمایند. این قبیل خانواده‌ها، سرچشمه شادکامی فرزندان بوده و بنیادهای آرامش را در محیط خود می‌آفرینند. لذا حفظ آرامش روانی خانواده، یک اصل مهم است، بگونه‌ای که یکی از شاخصهای موفقیت خانواده‌ها برخورداری آنها از آرامش و سکون می‌باشد. واژه «مسکن» که به خانه اطلاق می‌شود از ریشه «سکون» به مفهوم آرامش می‌آید، لذا خانه باید این ویژگی را دارا باشد که آرامش لازم و مورد نیاز اعضای خانواده را برای همه آنان تأمین کند. (شریفی- op-cit) اثبات وجود نوجوان به شدت نیازمند آن است که دیگران حضور او را قدر دانسته و ارج نهند و شخصیت او را به حساب آورند. این نوعی تمرین شخصیت برای او محسوب می‌شود که می‌خواهد در آینده‌ای بس نزدیک به استقلال دست یابد و اتکای خویش را از خانواده بردارد و متکی به خود شود. خانواده‌هایی که به این نیاز جامعه عمل می‌پوشانند و به موقع پاسخگوی احتیاجات واقعی و اساسی شخصیت آنها می‌باشند، کمتر در تقابل با نوجوانان خویش قرار می‌گیرند و این دوران را با آرامش بیشتری سپری می‌کنند نوجوانان می‌خواهد «خودی» نشان بدهد و به اصطلاح به اثبات ذات بپردازد تا برای بزرگسالی، دارای شخصیت مستقلی گردد. خانواده نیز با شخصیت دادن به وی و تأیید این جنبه مهم از نیازهای وی و نیز میدان را برای تجلی اثبات شخصیت وی فراهم کردن، به تعادل لازم دست می‌یابند. (شریفی- op-cit) منفی گرایی پدیده دیگری که بیشتر صاحبنظران، آن را مختص دوره نوجوانی می‌دانند، تظاهرات رفتاری نوجوانان است که غالباً از کیفیتی منفی برخوردار است و اصطلاحاً به آن «منفی گرایی» نیز می‌گویند. نوجوان می‌کوشد به آنچه که می‌خواهد، از طریق معمول و طبیعی دست باید و حی المقدور سعی دارد که رفتارهای منفی متوسل نشود. در غیر اینصورت، برای اثبات وجود خویش با بزرگترها به طور مقابله برمی‌خیزد و در این تقابل به جستجوی خواسته‌هایش می‌پردازد که اصطلاحاً در روان شناسی به آن «مخالفت با مراجع قدرت» نیزمی‌گویند. (شریفی op – cit) رابطه افقی به جای رابطه عمومی یکی از تدابیری که در جهت بهبود ارتباط با نوجوانان، به خانواده‌ها توصیه می‌شود، تغییر چهارچوب روابط در این دوره است. خانواده‌ها با کودکان، رابطه‌ای برقرار می‌کنند که مشتمل بر امر و نهی‌هاست و در برگیرنده آن است که خانواده در موضع بالا و حاکمیت قرارگرفته و کودک در موقعیت کسی که دستورهای مشخصی را دریافت می‌کند و به عبارت دیگر رابطه خانواده و کودک، رابطه‌ای است عمودی، یعنی مشتمل بر ارتباطهای دستوری و و تحکمی که از بالا به پایین اعمال می‌شود . لکن این چهارچوب در دوران بلوغ در هم می‌ریزد و رابطه موجود به رابطه مطلوب که رابطه‌ای افقی است، تغییر می‌یابد. والدین به عوض اینکه از موضع بالا به پایین اعمال می‌شود. لکن این چهارچوب در دوران بلوغ در هم می‌ریزد و رابطه به جای آنکه از موضع بالا به پایین برخورد کنند، خود را در سطحی مساوی نوجوان خویش قرار می‌دهند. و رابطه به جای آنکه دستوری و چکشی باشد، رابطه‌ای است بر اساس همدلی، تفاهم و درک وضعیت نوجوان، که مطلوبترین نوع چهارچوب ارتباطی محسوب می‌شود. به عبارتی نوجوان به جای اینکه والدین را در موضعی بالاتر از خود و دست نیافتنی احساس می‌کند، آنها را در کنار خود می‌یابد. (شریفی op – cit) پذیرش و مقبولیت از نیازهای مهم نوجوان، این است که مقبول خانواده و مورد پذیرش والدین باشد و احساس کند که از موقعیت مطلوب و قابل قبولی در میان خانواده‌اش برخوردار است. منتها فرزندان یک خانواده از موقعیت و جایگاه یکسانی در نزد والدین برخوردار نیستند، بلکه برخی در شرایط بهتری قرار دارند و پاره‌ای دیگر خود را در وضع مساعدی احساس نمی‌کنند (شریفی op – cit) کنترل و آزادی نوجوانان تا چه اندازه نیاز به کنترل دارند و آزادی تا چه حدی برایشان قابل توصیه است. آزادی و کنترل دو پدیده مرتبط به هم هستند که به یکدیگر حد می‌زنند و هر یک دیگری را محدود می‌کند. باید نوجوان را در راه زندگی‌اش قدری آزادی داد تا چگونه راه رفتن را در آینده بیاموزند، لکن باید مربی پشت سر او مراقب باشد تا اگر لغزید فوراً دست او را محکم در دست بفشارد او را از سقوط برخوردارد. از این رو آزادی و کنترل دو شادوش یکدیگر در تربیت نوجوان باید حضور داشته باشد و توأماً به صورت متناوب در تربیت وی اعمال شود. آزادی نه آنچنان که برخی از نوجوانان به صورت بی قید و شرط خواهان آنند، قابل قبول می‌باشد و نه محدودیت و کنترل شدید که از ناحیه بعضی از خانواده‌ها بر نوجوانان تحمیل می‌شود مطلوب می‌باشد، بلکه حفظ تعادل بین این دو می‌تواند قرین سعادت و سلامت باشد (شریفی- op – cit) واقع بینی به جای بدبینی به طور قطع نمی‌توان اظهار کرد که در همه موارد، شیوه مشخصی می‌تواند موثر و کارساز باشد، لکن به طور تقریبی می‌توان واقع بینی را روش معقول و منطقی در برخورد با نوجوانان تلقی نمود. خوش بینی اگر با ساده اندیشی توأم باشد، نوعی تساهل و تسامح محسوب می‌شود و ابتکار عمل را از مربیان و خانواده‌ها سلب می‌کند بدبینی نیز، اعتماد و اطمینان را زایل می‌کند و بی اعتمادی، نیز صلاحیت و اهلیت نمی‌آفرینند. لکن واقع بینانه عمل کردن حد متعادل و قابل توصیه در برخورد با نوجوانان می‌باشد. به هر حال همان گونه که سهل انگاری نسبت به تربیت اخلاقی نوجوان آفاتی در پی دارد، بی اعتمادی و سوء ظن بیجا نیز پیامدهای نامطلوبی در بردارد و آن در ابتدا منجر به دلسرد شدن نوجوان از ادامه زندگی سالم می‌شود و در تداوم آن نوجوان به لغزش و انحراف می‌گراید. (شریفی – op – cit ) تعریف خشم خشم یکی از هیجانهای پیچیده انسان است. خشم واکنشی متداول نسبت به بدرفتاری و ناکامی است. همه ما در طول زندگی با موفقیتهای خشم برانگیز روبرو شده‌ایم. اشکال خشم این است که اگر چه بخشی از زندگی است ولی ما را از رسیدن به اهداف خود باز می‌دارد و علت این که افراد در مورد خشم دچار تعارض و تضاد هستند همین نکته است از یک طرف خشم پاسخ طبیعی انسان است و از طرف دیگر می‌تواند روابط بین فردی را مختل کند و ما را از رسیدن به اهداف خود باز دارد. ارائه تعریفی از خشم بسیار دشوار است زیرا افراد از نظر زمان و علت خشم و نحوه واکنش به آن کاملاً متفاوت هستند. بر اساس تعریف دکتر چارلز اسپیلبرگر روان شناسی که متخصص مطالعه خشم است: «خشم حالتی عاطفی است که از نظر شدت از تحریک ملایم تا عصبانیت شدید تغییر می‌کند.» مانند سایر عواطف همراه با تغییرات فیزیولوژیکی و زیست شناختی است. وقتی عصبانی می‌شوید ضربان قلب و فشار خون شما بالا می‌رود و نیز سطوح هورمون‌های مربوط به انرژی مانند آدرنالین و نور آدرنالین افزایش می‌یابد. (محمد خانی – 1384) به هر حال تعاریف متفاوتی از خشم ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. بر طبق نظریه ارتباط ذهنی خشم مانند همه احساسات یک گونه از ارتباط ذهنی چند بعدی است و ممکن است به عنوان یک سندرم عملکرد بر پایه عکس العملهایی در دامنه‌های مختلف عملی به حساب می‌آید. نظریه ارتباط فکری چند بعدی 4 ترکیب و جزء را برای نحوه عکس العملهای سیستم خشم ضروری می‌داند. اجزاء تجربی، فیزیکی، شناختی و رفتاری (دیفنباخر 1999) (به نقل از فصلنامه تازه‌های روان درمانی) به طور خلاصه آنها توضیح دادند که عکس العمل خشم در قسمت شناختی ارزش گذاری، ارزش گذاری مجدد، گفتگوی شخصی، تخیل و شبیه سازی و حافظه می‌گردد. آنها جزء تجربی را به عنوان وجه تجربی احساس توصیف نمودند و این نشانه برای توصیف این تجربیات کنار رفت. نهایتاً جزء فیزیکی شامل میزان به عنوان رفتاری که یک پاسخ به حالت تحریک عصبی است می‌باشد. به علاوه به نظر می‌رسد که خشم بر ضد هر شخص است. بنابراین هدف تفریحی بیشتر پاسخهای رفتاری خشم آلودگی احساسی را موجب می‌شوند و یا ریشه تحریکات خشم را عوض می‌کنند (دیفن بافر 1999) (به نقل از فصلنامه تازه‌های روان درمانی) خشم ممکن است به مضرات اجتماعی و جسمی زیادی منجر شود. مضرات جسمی خشم شامل استرس روان شناختی، پرتنشی و ناراحتی‌های بدنی همراه با خشم است از دیگر مضرات خشم بروز آن بصورت پرخاشگری است. پرخاشگری به رفتاری اطلاق می‌شود که هدف آن صدمه رساندن به فرد دیگر یا نابود کردن دارایی افراد باشد واژه اصلی در این تعریف هدف است، اگر رفتاری به صورت اتفاقی باشد پرخاشگری محسوب نمی‌شود (اتکینسون و هیلگارد 1994، به نقل


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فصل اول چکیده : پژوهش حاضر جهت بررسی عملکرد خانواده در کنترل خشم نوجوانان دختر و پسر (15-18) شهر تهران می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموزان دبیرستانهای شهر تهران در سال تحصیلی 87-86 می‌باشند که از این تعداد، 100 نفر روش نمونه گیری خوشه‌ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش پژوهش بکار رفته در این پژوهش روش همبستگی است و به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه عملکرد خانواده (FAD) و پرسشنامه خشم انپیلبرگر استفاده شد به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های این تحقیق از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است آمار توصیفی شامل محاسبه فراوانی و درصد و ارائه جداول و نمودار می‌باشد و روشهای آمار استنباطی شامل همبستگی و آزمون معنادار بودن تفاوت بین دو ضریب همبستگی در نمونه‌های مستقل می‌باشد. نتایج حاکی از این است که در عملکرد خانواده بین میانگین نمرات آزمودنی‌های دختر و پسر تفاوت معنی داری دیده نشد و در کنترل خشم آزمودنی‌های دختر به طور معنی داری نمرات بالاتری نسبت به آزمودنیهای پسر داشتند. بین عملکرد خانواده و کنترل خشم آزمودنیهای پسر و بین عملکرد خانواده و کنترل خشم در کل آزمودنیها دارای ضرایب منفی و معنادار می‌باشد. فصل اول مقدمه (بررسی عملکرد خانواده در کنترل خشم نوجوانان) خانواده نخستین گروهی است که به صورت طبیعی وجود داشته و جامعه بر آن بنا شده است. که بوسیله ازدواج زن و مرد تشکیل می‌شود و با تولد فرزندان تکامل می‌یابد. اکثر افراد در خانواده بدنیا می‌آیند و در خانواده نیز می‌میرند. خانواده مثالوده حیات اجتماعی محسوب می‌شود. که گذشته از وظیفه تکثیر نسل و کودک پروری، برای بقای نوع بشر وظایف متعدد دیگری از قبیل تولید اقتصادی، فرهنگ پذیر کردن افراد را نیز بر عهده دارد. بنابراین خانواده عامل واسطه‌ای است که قبل از ارتباط مستقیم فرد با گروهها، سازمانها و جامعه نقش مهمی در انتقال هنجارهای اجتماعی به وی ایفا می‌نماید. مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است. فضای خانواده آکنده از مهر و محبت، فداکاری و گذشت، صمیمیت و گرمی و در عین حال گاهی توام با حسادت ورشک، دشمنی و کینه توزی، نفرت و خشم است. کودکان در جریان اجتماعی شدن اینگونه عواطف را در کنار والدین خود تجربه می‌کنند. اعضای خانواده آنقدر به هم وابسته‌اند که هر نوع مشکل یا مسئله یک عضو خانواده به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر می‌گذارد. یکی از مشکلات رایج قرن حاضر در خانواده‌ها، مسئله خشم و عصبانیت است در واقع بسیاری از اشخاص به دلایل شناخته شده یا ناشناخته درگیر بحران خشم هستند. اما به راستی خشم چیست؟ علل و ریشه‌های عصبانیت چیست؟ خشم و پرخاشگری هیجانهای جهانشمولی هستند که در همه فرهنگها دیده می‌شوند. و یکی از شایعترین مشکلات رفتاری هستند که موجب ناراحتی و پریشانی دیگران می‌شوند و بهداشت روانی جامعه را مختل می‌کنند (نمازی 1377) نگاهی کوتاه به جهان اطراف به ما نشان خواهد داد که همان گونه که یکی از علمای اجتماعی معاصر گفته است: «عصر ما عصر پرخاشگری است». بخش عمده اخبار رادیو و تلویزیون شرح و نمایش خشونتهایی است که در نقاط مختلف جهان از سوی انسانهایی نسبت به انسانهای دیگر اعمال می‌شود. کشتارهای جمعی، قتلهای انفرادی، تجاوز، تبعیض، محروم کردن از حقوق اولیه، همه و همه گویای چهره خشن و زشت انسان نسبت به همنوعان خود اوست و جای تعجب نیست که عالم اجتماعی دیگری گفته است: «ما رفتارهای خشن انسانها را نسبت به یکدیگر حیوانی می‌خوانیم، ولی بررسی خشونتهای انسان نسبت به انسان نشان می‌دهد که به کار بردن صفت حیوانی در مورد این گونه رفتارها در واقع توهین به حیوانات است.» در حقیقت هم هیچ حیوانی نسبت به هم نوع خود تا این اندازه بی رحم و تا این اندازه خشن نیست (کریمی، 1377). در طی بیست سال گذشته، برنامه‌های کنترل خشم افزایش یافته است (دل و کیروالیری، 2003). هدف کنترل خشم کاهش احساسات پرخاشگرانه و برانگیختگی فیزیکی است که خشم آن را بوجود می‌آورد. روشهای متعددی برای کنترل خشم مطرح شده است که از میان آنها می‌توان رفتار درمانی شناختی، شناخت درمانی، جرات آموزی، آرامش آموزی، آموزش مهارتهای حل مساله، درمان دارویی و درمانهای مرکب را نام برد. پژوهشهای متعددی در مورد کنترل خشم صورت گرفته، شور و اسپیواک (1980) در پژوهشهای خود نشان دادند که ارائه مداخلات زود هنگام به دانش آموزان باعث کاهش پرخاشگری آنها می‌شود. (رافعی 1383) بیان مسئله در بین نهادهای مختلف اجتماع، کانون مقدس خانواده به عنوان بهترین تجلی گاه فرهنگ حاکم بر سایر نهادها، محل ارضاء نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی شناخته شده است. کانون خانواده پناهگاه و کانون ویژه‌ای برای نیازهای عاطفی، حل مشکل، روابط سالم و فرآیند نقشهای خانوادگی می‌باشد، خانواده چه از دیدگاه خویشاوندی، پیوندهای عاطفی و یا وابستگی ساختار آن با جامعه، مورد توجه قرار می‌گیرد، هر جا که امکانپذیر یا سودمند تشخیص داده شود، در مجموع رده بندی اجتماعی جایگاهی به آن اختصاص داده می‌شود. البته این رده بندی نه در قالب طبقات بلکه به شکل قلمروهای فرهنگی است و همچنین همه مذاهب به گونه‌های متفاوت اهمیت خانواده و چگونگی تشکیل این کانون، رفتار و وظایف هر یک از اعضاء آن را مشخص کرده‌اند (بخاریان، 1374) خانواده نقش بسیار مهمی در رشد و پیشرفت توانائیها و استعدادهای اعضای خود دارد، و به عبارت دیگر نقش و وظایفی که هر یک از اعضاء خانواده بر عهده می‌گیرند در تقابل نزدیک با یکدیگر بوده و ایفای نقش هر یک از اعضاء می‌تواند موجبات رشد و تعالی خانواده را فراهم کند. مسئله اساسی در پژوهش حاضر بررسی عملکرد خانواده و رابطه آن با کنترل خشم نوجوانان می‌باشد و منظور از عملکرد خانواده کیفیت روابط خانوادگی و روابط عاطفی پدر و مادر که در بروز انحرافات و بیماریهای روانی نقش دارد می‌باشد. در خانواده‌هایی که والدین با یکدیگر توافق ندارند، زمینه مناسب برای اختلال در خانواده ایجاد می‌شود. اختلال در کارکرد خانواده، مشکلاتی را در منظومه خانواده ایجاد می‌کند و در صورت تشدید مشکلات، خانواده را به سمت فروپاشی سوق می‌دهد و بطور کلی افزایش ناراحتی‌های فکری، جسمی، عاطفی و عدم سلامت در جامعه ناشی از کارکرد مختل خانواده در درون خانواده می‌باشد. داویدیان (1371) در این رابطه می‌نویسد : وجود بیمار روانی در خانواده می‌تواند به کارکرد عادی و اقتصاد خانواده لطمه شدیدی وارد کند، از نظر روابط انسانی سایر افراد خانواده را در وضع نگران کننده‌ای قرار دهد و صرف نظر از مخارج هنگفت و صرف وقت، خانواده فشار روانی شدیدی را تحمل می‌کند. سعادتمند (1376) در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه بین کارائی خانواده و سلامت عمومی فرزندان به این نتیجه دست یافت که بین کارائی خانواده و فرزندان به علائم جسمانی، اضطراب و اختلال خواب، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی رابطه معنی دار وجود دارد. نوروزی (1377) پژوهشی با عنوان تأثیر کارائی خانواده در ابتلا به اختلال روانی نوجوانان گروه سنی 15 الی 18 ساله شهر تهران روی 120 نوجوان اجرا نمود، وی به این نتیجه رسید که کارائی خانواده بر ابتدا نوجوانان به اختلالات روانی تأثیر مستقیم دارد. حیدری (1384) در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه عملکرد خانواده و مؤلفه‌های خود گردانی در دانش آموزان پسر پایه دوم متوسط نظری شهر ایلام اجرا نمود، وی به این نتیجه دست یافت که بین 12 بعد از ابعاد عملکرد خانواده با خودگردانی رابطه معنی داری وجود دارد. بران، بیرن، رابرت، اسکاتسر، جامیتون (2000) در تحقیقی تحت عنوان بررسی کارائی خانواده در افسردگی مادران و فرزندان به تحقیق و کاوش در مورد مادران تنها می‌پرداختند که تحت پوشش سازمان رفاه عمومی (بهزیستی) بودند و به این نتیجه رسیدند که کانون گرم عاطفی فرآیند حل مشکل در خانواده نقش بس اساسی در تضمین سلامت روان دارد (به نقل از پویا نفر 1381) با توجه به تحقیقات مذکور عملکرد خانواده نقش مهمی در سلامت روانی فرزندان دارد. بنابراین پژوهشگر قصد دارد ارتباط بین عملکرد خانواده و کنترل خشم نوجوانان را بررسی کند و چنین تحقیقاتی که جنبه کاربردی دارند می‌توانند روشن کننده علل و عواملی باشند که ممکن است زمینه‌های بروز انحراف در جامعه را مشخص کنند. هدف کلی پژوهش : بررسی عملکرد خانواده در کنترل خشم نوجوانان دختر و پسر (15-18) شهر تهران اهداف اختصاصی پژوهش : سنجش عملکرد خانواده‌هایی که کنترل خشم نوجوانانشان سنجش شده است. سنجش میزان کنترل خشم نوجوانان مقایسه میزان کنترل خشم پسران و دختران تعیین رابطه بین عملکرد خانواده و کنترل خشم پسران تعیین رابطه بین عملکرد خانواده و کنترل خشم نوجوانان تعیین رابطه بین عملکرد خانواده و کنترل خشم دختران فرضیات پژوهش بین عملکرد خانواده نوجوانان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد. بین میزان کنترل خشم دختران و پسران تفاوت معنی داری وجود دارد. بین عملکرد خانواده و کنترل خشم نوجوانان همبستگی وجود دارد. متغیرها متغیرها بر حسب نقشهایی که در این تحقیق دارند به چهار دسته تقسیم می‌شوند. متغیر مستقل عبارت است از عملکرد خانواده متغیر وابسته عبارت است از کنترل خشم نوجوانان متغیر مزاحم عبارت است از بلوغ – وضعیت اقتصادی – میزان تحصیلات والدین متغیر کنترل عبارت است از جنس و سن تعریف علمی و عملیاتی متغیرها 1- تعاریف علمی متغیرها الف – عملکرد خانواده : در اصل اشاره به ویژگیهای سیستمی خانواده دارد. چگونگی برخورد خانواده با مشکلات و نیز تغییرات تحولی اعضا و چگونگی برخورد خانواد با بحرانهایی که به طور طبیعی در نتیجه بیماری، حوادث و ... بوجود می‌آیند. به طور کلی کارائی خانواده در برگیرنده حوزه‌های گسترده‌ای از ویژگیها، توانائیها و نقشهای خانواده است (اپشتاین 1969 به نقل از نجاریان 1374) ب – کنترل خشم – هدف مدیریت خشم، کاهش احساس عصبانیت و برانگیختگی فیزیولوژیکی است که خشم باعث می‌شود. 2- تعاریف عملی الف) عملکرد خانواده : نمره‌ای که از خانواده آزمایFDA کسب می‌کنند. ب ) کنترل خشم :نمره‌ای که نوجوانان از پرسشنامه خشم اسپیلبرگر (STAXI-2) کسب می‌کنند. منابع فصل اول پویانفر – آزیتا (1381)، بررسی رابطه بین کارائی خانواده با سلامت عمومی زوجین دانشجو درشهر تهران – پایان نامه کارشناسی ارشد- دانشگاه الزهرا حیدری- عظیم (1384)- بررسی رابطه عملکرد خانواده و مولفه‌های خرد – گردانی در دانش آموزان پسر پایه دوم متوسطه نظری شهر ایلام – پایان نامه کارشناسی ارشد داودیان – علی اکبر (1371)- پایان نامه – بررسی درباره شیوع بیماری روانی – دانشگاه علوم پزشکی ایران رافضی- زهره (1383)- نقش آموزش کنترل خشم به نوجوانان 15 تا 18 ساله در کاهش پرخاشگری – پایان نامه کارشناسی ارشد سعادتمند – نیره (1376)- بررسی رابطه بین کارایی خانواده و سلامت عمومی فرزندان آنها – دانشگاه ازاد اسلامی واحد رودهن کریمی – یوسف (1377) روان شناسی اجتماعی – چاپ چهارم- تهران- انتشارات ارسباران نمازی محمود آبادی – داوود (1377) بررسی اثر بخشی آموزش اصول و فنون تغییر رفتار به والدین در تعدیل پرخاشگری کودکان 1-8 ساله – پایان نامه کارشناسی ارشد – روان شناسی تربیتی – دانشگاه علامه طباطبایی – دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی نوروزی – مهدی (1377) – بررسی تاثیر عملکرد خانواده در ابتلا به اختلال روانی نوجوانان گروه سنی 15 الی 18 ساله شهر تهران – پایان نامه کارشناسی – دانشگاه آزاد اسلامی – وحد رود هن نجاریان – فرزانه (1374) – عوامل موثر در کارایی خانواده – بررسی ویژگیهای روان سنجی مقیاس سنجش خانواده (FAD) – پایان نامه کارشناسی ارشد – روان شناسی مشاوره دانشگاه ازاد اسلامی واحد رود هن فصل دوم مرور ادبیات تعریف خانواده هرچند تمامی جامعه شناسان بر اهمیت خانواده در جهات اجتماعی تاکید دارند لیک این مفهوم هنوز هم یکی از پر ابهام ترین مفاهیم این مهم است. برگس و لاک در اثرشان خانواده به سال 1953 می‌نویسند: «خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی، همخونی، و یا پذیرش (به عنوان فرزند) با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می‌کنند» راجرز (به نقل از سیف 1378) خانواده را این طور تعریف کرده است: «خانواده نظامی نیمه بسته است که نقش ارتباطات داخلی را ایفا می‌کند، و دارای اعضایی است که وضعیتها و مقامهای مختلفی را در خانواده و اجتماع احراز کرده و با توجه به محتوای نقش وضعیتها، افکار، و ارتباطات خویشاوندی که مورد تأیید جامعه‌ای است که خانواده جزء لاینفک آن است، ایفای نقش می‌کند تعاریف محتوای نقش، در طول تاریخ خانواده بر حسب و قسمتهای مختلف تغییر پذیر است و در این تعریف خانواده نظامی نیمه بسته است که نقش ارتباطات داخلی را ایفا می‌کند، این مربوط به اثرات متعامل پویاییهای خانواده است. لوی می‌نویسد : «خانواده واحدی اجتماعی است که بر اساس ازدواج پدید می‌آید.» و در اثر گیری باز همین نویسنده در تعریف خانواده می‌نویسد : «خانواده پیوندی است که با نهاد ازدواج ازدواج یعنی صورتی از روابط جنسی که مورد تصویب جامعه قرار گرفته است، مرتبط است» خانواده در زمر‌ه عمومی ترین سازمانهای اجتماعی است و بر اساس ازدواج بین دست کم دو جنس مخالف تشکیل می‌گیرد. و در آن مناسبات خونی واقعی یا اسناد یافته به چشم می‌خوذد. صافی (1374) خانواده را یک واحد اجتماعی که بر اثر ازدواج یک زن و مرد پدید می‌آید و وجود فرزندان آن را تکمیل می‌کند، می‌داند. شفائی (1364) موضوع خانواده را عبارت از چگونگی تشکیل خانواده و چگونگی حالات و عوارض حاصله در آن و شرایط تشکیل آن از عناصر مادی و معنوی و تکلیف و عوارض وظایف افراد خانواده می‌داند قائده خانواده را پدید آوردن یک کانون آسایش و خوشبختی و نشاط طبیعی می‌داند. خانواده از دیدگاه دیگر معیار شناخت و سنجش آسیبهای اجتماعی است. به درستی آنگاه که طلاق رو به فزونی می‌رود، کشمکشهای درونی خانواده اوج می‌یابد و فرزندان در سنین نوجوانی به دور از نظر والدین در ورطه آلای چون اعتیاد، بزهکاری و ... گرفتاری آینده باید دانشمندان و همه مسئولان جامعه در جستجوی علل عمیق اجتماعی آن به اعماق جامعه رسوخ کنند. وقتی می‌گوئیم خانواده یکی از عوامل موثر در رشد نوجوان است مقصود ما تنها والدین و اثر رفتا آنها نیست بلکه مقصود محله و همسایگان، آب و هوا و طرز تغذیه در خانواده، موقعیت قرار گرفتن و گنجایش خانه، وضع اقتصادی، رفتار اقوام و حتی آمد و رفت مهمانان نیز می‌باشد که همگی در رشد و رفتار نوجوان موثر خواهد بود. خانواده اولین واحد یک اجتماع است که کودک در آن شکل می‌گیرد. شکل جسمی، عاطفی، شخصیتی و قدیمی ترین موسسه تعلیم و تربیت بشری است. بقول برسارد استاد دانشگاه پنسیلوانیا در خانواده مقتدرترین عامل ساختمان شخصیت اجتماعی نوجوان است» (لورا استافورد- چری به یر – مترجمان محمد دهگان پور – مهرداد فرازچی- 1377) تعریف نوجوانی نوجوانی به دوره گذر از کودکی به بزرگسالی اطلاق می شود. محدوده سنی این دوره به روشنی تعیین نشده است ولی حدوداً دوازده تا نوزده سالگی را در بر می گیرد، در حدود نوزده سالگی که رشد جسمی فرد تقریباً کامل می شود، فرد به بلوغ جنسی دست می یابد، و برای خود هویتی فردی – مستقل از خانواده اش بدست می آورد. رشد جنسی، بلوغ جنسی دوره پختگی فرد از نظر جنسی است که طی آن کودک به فرد بزرگسالی وتبدیل می شود که به لحاظ زیستی رسیده و پخته شده است و قدرت تولید مثل جنسی را پیدا کرده است این اتفاق در عرض سه تا چهار سال روی می دهد (اتکینسون lococit) انواع خانواده با توجه به ابعاد گوناگون خانواده، اهمیت آن و شرایط خاصش در جوامع مختلف می توان پذیرفت که انوع و صور گوناگون یابد. 1- خانواده زیستی خانواده ای است برخوردار از مشروعیت اجتماعی و لیک فاقد توان و یا قصد حضانت از فرزندانش 2- خانواده مرآب گروهی اجتماعی است شامل دو یا چند خانواده هسته ای که در یک خانه زندگی نمایند. 3- خانواده زن و شوهری خانواده ای است که در آن تأکید بر روابط زن و شوهر است، نه بر روابط بین خویشان به معنای گسترده حکم 4- خانواده گسترده خانواده ای است که در درون آن چند نسل با یکدیگر زندگی می کنند. 5- خانواده پیوسته خانواده ای است که نمونه خاص آن در هند ملاحظه شده است و از این جهت بدان خانواده هندی نیز اطلاق می شود. 6- خانواده مادر مرکز در برابر خانواده پدر مرکز، خانواده ای است که در آن زن اهمیت بیشتری می یابد. 7- خانواده فرزند مرکز خانواده ای که در آن تعداد فرزندان اندک، هزینه های آنان بالا و کار اقتصادی آنان در خانه نادر است و لیک علی رغم این شرایط، فرزندان در این نوع خانواده ارزشی محوری می یابند. 8- خانواده راه یابی خانواده ای که شخص از آن بر می خیزد. بدان خانواده خاستگاه نیز اطلاق می شود. 9- خانواده فرزند زایی خانواده ای است که فرزند خود با ازدواج بنا می کند. 10- خانواده ناقص خانواده ای که فقط با یکی از والدین (پدر یا مادر) ادامه حیات می دهد. 11- خانواده پدر - مادری خانواده ای است که دوران پایانی حیاتش را می گذراند و از جهاتی قابل تشابه با اولین سیکل خانواده است. 12- خانواده ستاکی این مفهوم توسط لوپه مطرح گردید. این نوع خانواده، همان طور که از ناشی (ستاک از نظر لغوی، ساقه درخت را در ذهن متبادر می سازد) برمی آید، دوری اعضای خانواده با ترک خانواده از جانب آنان مترادف نیست. 13- خانواده هسته ای خانواده ای است کوچک، متشکل از زن و شوهر و احتمالا فرزند یا فرزندانی چند 14- خانواده زادروگا نوع خاص از خانواده گسترده است که در یوگسلاوی پدید آمد در لغت به معنای یک (گروه تعاونی) است. (استافورد، 1377) اهمیت خانواده خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماعی، اساس تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است. خانواده باید هر چه بیشتر مورد توجه قرار گرفته و تلاش شود که از ستیزه های خانوادگی جلوگیری به عمل آید. خانواده نقش بسیار مهمی را در شکل گیری و گسترش روح ملی و در نهایت حفظ حدود و شعور کشور ایفا می کند در کشورهایی که مبانی خانوادگی سست و ناپایدار است مسلماً روح همبستگی ملی و تعاون نیز سست و بی پایه می باشد. تاریخ به ما می آموزد که تواناترین ملتها، آنهایی بوده اند که خانواده در آنها قویترین بنیاد و سازمان را داشته است و ملتهایی که روابط خانوادگی آنها به انحطاط، فساد و تباهی دچار شده در برابر تهاجم همسایگان و دشمنان زودتر از پای در می آیند و راه زوال را می پیمایند. کانون خانواده – می تواند مرکز تعلیم و تربیت و نیزمرکز آموزش حس تعاون، گذشت، فداکاری و تمامی خصایص عالی انسانی باشد، از این روست که می گویند: (هر فرزندی آیینه تمام نمای خصلتهای خانوادگی است) (پویانفر -1381) روابط خانوادگی در ایجاد یک رابطه صحیح با اجتماع برای شخص مهم است اینکه چقدر افراد یک خانواده به هم مربوط باشند تا چه حد هدفها و مطالب مورد علاقه اشان در یک جهت باشد بسیار مهم است. این مطلب تا حد زیادی به تشکیلات و کنترلهایی که در یک خانواده وجود دارد مربوط است. شکل وساختار خانواده ها، طرز ارتباط هر یک از اعضای خانواده با یکدیگر و جامعه ای که خانواده در آن به سر می برد، تمام موارد یکسان نیست بنابراین تاثیر خانواده ها در رفتار افراد، مختلف است. در یک خانواده، شکل کار و طرز ارتباط اعضای خانواده به گونه ای است که محیط خانواده به طور کلی روح یگانگی در خانواده برای رشد و نمو کودک در جهت مثبت و سازنده وجود دارد در خانواده هایی که پدر و مادر با یکدیگر توافق ندارند در نتیجه کشمکش میان خانواده ها وجود دارد و یا پدر و مادر از یکدیگر جدا شده اند، زمینه برای بروز اختلالهای روانی مهیا می شود (فرجاد 1374) کارکرد خانواده کریشنرو کوپشتر (1986) (به نقل از پویانفر loc. Cit) فرآیند، خانواده مطلوب خانواده، تعاملات زوجین، تعاملات تربیتی و تعاملات مستقل را مورد توجه قرار داده اند و کنش فردی اعضای خانواده در فعالیتهایشان، خواه حرفه ای، تحصیلی، اجتماعی یا تفریحی را بررسی نموده اند. در خانواده های دو والدیک که زن و مرد در کنار هم هستند تعاملات زناشویی می تواند اساس و بنیان سایر امور باشند، آموزش، الگودهی، مواجهه، تاثیر، دلگرمی، و اتهام بخشی نیز ممکن است مد نظر قرار گیرند. چنانچه روابط زناشویی سست باشد، پایه های لازم برای موفقیت آمیز بودن و مطلوب بودن عملکرد خانواده، لرزان و یا حداقل ضعیف خواهد بود و برای زوجی که خودشان با هم سازگار نیستند مشکل است که والدین خوبی باشند. بنابراین بخش مهم ارزیابی خانواده، ارزیابی کیفیت روابط زناشوئی است. رابطه زناشوئی باید بر مبنای احترام و اطمینان باشد که در این امر عوامل عاشقانه و صمیمیت نیز دخالت دارند. علاوه بر این هر یک از زوجین نیازمند همسری با کفایت و آگاه هستند که بتواند بموقع به حل تعارضات موجود بپردازد. به طور اجمال : کارکرد خانواده مطلوب، مفهوم مفیدی است که نه تنها در مورد مشکلات احتمالی بوجود آمده در خانواده بلکه در تعیین این که آیا نیازهای زوجین وفرزندان آنچنان که می بایست برطرف می شوند یا نه نیز مد نظر قرار گیرد. هر خانواده باید هم نیازهای عاطفی و هم روان شناختی اعضای خود را برآورده سازد و کودکان را برای زندگی مستقل در دنیایی که بعدها در آن قرار خواهند گرفت آماده سازد و در موقع مناسب آنها را روانه جامعه کند. نقش نهاد خانواده در ایجاد احساس امنیت صاحب نظران نهاد را معمولا نظامی از تشکیلات ارزشها، شیوه های قومی، آداب و رسوم و قوانین می دانند، آنچه که اهمیت دارد سازماندهی به رفتارها با روشهای انجام فعالیتهایی است که در این رابطه با نیازمندیهایی مهم مطرح می شود، در بررسی هر نهاد اجتماعی، ساخت اجتماعی، یکی از جنبه های مهم نهاد است و چنین مفهومی در برگیرنده نظام روابط اجتماعی، تعهدات متقابل در نقشهای اجتماعی و انتظارات در سطح جامعه و در ارتباط با نیاز معینی می باشد. این نهادها با کمک گرفتن از مذهب و استفاده از روشها و ابزارهای متناسب با درجه پیچیدگی فرهنگ و تمدن جامعه، می توانند امکانات لازم برای فرهنگ پذیری افراد را فراهم نمایند و در اختیار آنان قرار دهند. افراد هم به میزان دانش، استعداد و انگیزه های خودشان در ابعاد رفتاری و ارزش به فرهنگ پذیری، اجتماعی شدن می پردازند. کارکردهای دیگری که در مورد خانواده می تواند مورد توجه این بحث قرار گیرد عبارتند از ایجاد احساس امنیت برای اعضای خانواده و احساس تعلق به گروه. همه کارکردهای خانواده بویژه موارد مطرح شده تنها در شرایطی می تواند امور تربیتی کل خانواده را در دست گیرد و به پرورش شخصیت متعادل کودکان و نوجوانان خود بپردازد (پویا نفر op.cit) خانواده یک واحد اجتماعی، با نقشها و وظایف متعدد است. این واحد چون هر واحد اجتماعی دیگرنیازمند به استحکام و محافظت است تا بتواند فعالیتهای خود را سامان داده و برای جلوگیری از هرج و مرج از هم پاشیدگی تعادل خود را حفظ کند همانگونه که استحکام یک ساختمان مستلزم استحکام بخشهای مختلف چون دیوار، سقف و غیره است و اشکال در هر کدام از قسمتها کل ساختمان را دچار سستی و تزلزل می کند در یک خانواده نیز اختلال در کار هر کدام از اعضاء تعادل کل مجموعه را بر هم می زند (سام آرام 1379) مدیریت خانواده الف- قدردانی کردن در قرآن کریم آمده است که هرکس از خدا تشکر کند به سود خودش این کار را کرده است. در مدیریت نیز ثابت شده که هر گاه از کسی بابت کار خوبی که برای ما انجام داده است قدردانی کنیم باز هم آن کار را خواهد کرد و بر اثر تکرار کارش روز به روز بهتر و بهتر خواهد شد. هر یک از افراد خانواده یا دیگران که برای شما کاری مطلوب انجام می دهند از آنها تشکر کنید. البته هر کار آدابی دارد که اگر مطابق آنها انجام شود. اثر آن به مراتب نیکوتر و پدیدارتر خواهد بود.حال ببینیم آداب تشکر چیست. تشکر را به صراحت و لحن رسا بیان کنید واضح و شمرده و با لحن خویشاوند و توام با لبخند از دیگران تشکر کنید. به هنگام تشکر اسم طرف را بگوئید نام هرکس برای او شیرین ترین کلام است. اگر می توانید شما نیز کار خوبی که در خور تشکر و قدردانی باشد برای طرفتان انجام دهید به عبارت دیگر، به کسی که کار مطلوب برایتان انجام داده است به نوعی پاداش مناسب بدهید. ب – انتقاد کردن 1- انتقاد باید به طور کاملا محرمانه وبدور ازچشم دیگران انجام شود (حضرت علی (ع) می فرمایند «انتقاد شما در جمع نوعی تنبیه و تحقیر است) 2- پیش از بیان انتقاد، کلام محبت آمیزی بر زبان بیاورید. لبخندی بزنید، خوش و بشی کنید، از کار خوبی که طرف شما قبلاً انجام داده است تعریف کنید. 3- از عمل انتقاد کنید نه از عامل، به طرفتان نگوئید که بی عرضه است و مسئولیت سرش نمی شود. حال کار ندارد و دست و پا چلفتی است و ... این گونه سخنان اهانت به شخصیت افراد است. راه حل های عملی و معقول پیشنهاد کنید. برای هر خطا فقط یک انتقاد کافی است. با لحن دوستانه انتقاد خود را پایان دهید. ج – بحث کردن 1- بگذارید طرف مقابل موضوع خود را کاملا تشریح کند. 2- سوال کنید برای اینکه موضوع طرفتان را بهتر درک کنید. 3- پیش ازپاسخ دادن کمی تأمل کنید، معنی تأمل شما این است که دارید درباره مطالب آنها فکری کنید. چون ارزش فکر کردن دارد. 4- موضع خود را به آرامی و به دقت بیان کنید. لحن دوستانه و ملایمی به کار برید. 5- امرار نداشته باشید صد در صد برنده شوید. 6- برای طرفتان راه فرار بگذارید مثلا بگویید شاید او به همه اطلاعات و ارقام لازم در این مورد دسترسی نداشته باشد (سروش 1378) جو عاطفی خانواده (فرجاد loc-cit) منظور از جو عاطفی خانواده نحوه ارتباط و طرز برخورد یک خانواده با یکدیگر است نظر افراد خانواده نسبت به هم احساسات و علاقه آنها به یکدیگر، چگونگی دخالت – یا عدم دخالت آنها – در کارهای هم و همکاری یا رقابت آنها با یکدیگر نشانگر نحوه ارتباط اعضای خانواده است رابطه اعضای یک خانواده ممکن است به سه صورت ظاهر گردد. 1- دموکراسی 2- آزادی مطلق (یا عدم دخالت در یکدیگر 3- دیکتاتوری الف) دموکراسی در اینجا منظور از دموکراسی عاقلانه ترین و انسانی ترین راه زندگی است. در خانواده ای که دموکراسی حاکم بر روابط آن باشد ویژگی های زیر مشاهده می گردد : در اینجا خانواده، همه افراد به تناسب موقعیت و امکانات، حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل مختلف را دارند. هر یک از اعضای خانواده حق دارند، درباره کارهای خانواده پیشنهاد کند. در انتخاب هدفهای زندگی خانوادگی، در تقسیم در آمد، در خارج خانه و طرز زندگی، افراد می توانند اظهار نظر کنند (حق) هر یک از اعضا با (مسئولیت) همراه است همانطور که اعضای خانواده دخالت در کارهای خانه را دارند، باید تقسیم کار به عمل آید هر یک به تناسب امکان خود مسئولیت انجام کارها را بر عهده بگیرد و راه استفاده از حق و مسئولیت، باید عاقلانه رفتار نماید. ویژگی دیگر این خانواده مربوط به روش کار آنها باشد در این خانواده پیروی از روش عقلانی، مبنا و اساس کار را تشکیل می دهد تقسیم درآمد، تأمین مخارج، گردش و تفریح، ارتباط پدرو مادر با فرزندان با ارتباط فرزندان با یکدیگر، همه باید از روی سنجش و خرد صورت گیرد در این (فرجاد- op-cit) ب ) آزادی مطلق منظور از آزادی این است که هر کس می تواند هر کاری را که میل دارد انجام دهد و دیگری حق دخالت در کار او را ندارد. در این خانواده ای که آزادی به این معنا حاکم بر روابط اعضا است و هیچ یک از اعضای خانواده در کار دیگری دخالت نمی کند معمولاً هر فردی می خواهد مطابق میل خود عمل می کند و تمایلات حاکم بر اعمال افراد است. در موارد محدودی ممکن است تمایلات افراد مختلف که در یک جا با هم زندگی می کنند، در مسیرهای گوناگون باشد و با یکدیگر برخوردی نداشته باشد ولی در بیشتر موارد تمایلات افراد یک دسته یا یک خانواده با هم تصادم و برخورد دارد، یکی میل دارد تلویزیون تماشا کند، در صورتی که دیگری در این ساعت میل دارد به گردش برود و ... در نتیجه، هرج و مرج و بی نظمی، حاکم بر روابط اعضای خانواده می شود و زندگی برای آنها مشکل خواهد بود افرادی که از تمایلات خود پیروی می نمایند غالبا در عالم خیال به سر می برند و از برخورد با واقعیتهای زندگی خودداری می کنند (پویا نفر- Loc – cit) پ ) دیکتاتوری خانواده ای که تابع اصول دیکتاتوری است معمولا رشد کودکان را حدود می سازد در این خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است. این فرد غالبا پدر خانواده است. در برخی از موارد، ممکن است ما در نقش یک دیکتاتور را در خانواده اجرا کند. گاهی هم در اثر نفوذ خواهران و برادران نسبت به کوچکترها با تحکم رفتار می کنند. در چنین خانواده ای فقط دیکتاتور تصمیم می گیرد، هدف تعیین می کند راه نشان می دهد، همه باید مطابق دلخواه میل او رفتار کنند، او فقط حق اظهار نظر دارد و دستورات او باید بدون چون و چرا از طرف دیگر به معرض اجرا در آیند. برنامه کارخانه را افراد دیکتاتور تعیین می کنند و در کوچکترین عملی که دیگران انجام می دهند دخالت می نمایند. تنها دیکتاتور ازاستقلال برخوردار است. ارزش کار دیگران به وسیله دیکتاتور تعیین می شود. او در کارهای خصوصی اعضا دخالت می کند و کار و تحصیل، وقت گردش و استراحت مورد تایید دیگران واقع شود. مصالح خانواده و اعضای آن را او تشخیص می دهد و دیگران باید نظر او را در این مورد قبول کنند. در خانواده های استبداد، بر قدرت و احترام والدین بیش از اندازه تاکید می شود. در این نوع خانواده به فردیت اعضا توجه نمی شود و معمولا همه افراد بدون قید و شرط از خواسته های والدین یا بزرگتر خانواده پیروی می کنند. در این خانواده ها، کودکان از حقوق خاصی برخوردار نیستند و به آرزوها و خواسته های آنان چندان توجهی نمی شود (دیک مایردان 1379) نقش الگوهای روابط خانوادگی در رشد اجتماعی فرزندان الف ) کودکانی که در محیط دموکراسی پرورش می یابند. این بچه ها در مدرسه می توانند به خوبی با دیگران در ارتباط باشند و درزمینه عاطفی دچار اشکال نخواهند شد. زود با دیگران ارتباط پیدا می کنند،آماده همکاری با دوستان خود هستند و اختلاف عقاید دیگران در نظر آنها امری عادی است زیرا بارها نظرهای مختلف را در خانه شنیده و تحمل کرده اند. تعصب در میان این دسته از بچه ها کم دیده شود وبه هیچ وجه درصدد تجاوز و حمله به دیگران بر نمی آیند. البته دموکراسی در محیط خانواده به معنای آزادی نامحدود نیست زیرا در چنین خانواده ای اگر محدودیت ها برداشته شود و افراد، حقوقی برای یکدیگر قائل نباشد، احتمالا همه افراد خانواده دستخوش دگرگونی و اختلال می شوند و کودکان نیز در آینده با موازین اجتماعی و اخلاقی جامعه خود در تعارض قرار می گیرند. طبق گزارش سیموند، کودکانی که در خانواده های دموکراتیک پرورش می یابند معمولا که از نظر نمره های درسی و حتی بهره هوشی، در مقایسه با کودکان پرورش یافته در دیگر محیط ها، پیشرفت بهتری دارند. این کودکان از حس کنجکاوی بیشتری برخوردارند، خلاق و تکرو هستند، در بین همسالان خود محبوبیت بیشتری دارند و بالاخره بهتر میتوانند رهبری گروه همسالان را برعهده بگیرند. آزادی حساب شده در این خانواده ها تا حدی است که کودکان علاوه بر بیان عقیده خویش، در مواردی که به نظرشان نادرست می نماید اجازه دارند با والدین خود مخالفت کرده و با آنها بحث کنند. مهار منطقی موجب می شود که کودکان این خانواده ها قوانین و اصول رفتارهای صحیح وعامه پسند را درونی کرده و در قبال اعمال و گفتار خود احساس مسئولیت کنند. برخی از متخصصان تعلیم و تربیت این گونه والدین را والدین «مقتدر» نامیده اند چرا که اینان هم برای رفتار خود مختارانه و هم برای انضباط، اعتبار قائلند. جکسون و همکاران (1990)، معتقدند که والدین بچه های خلاق، استبداد و محدودیت های انضباطی کمی دارند. (استافورد Loc – Cit) ب ) کودکانی که در محیط کاملاً آزاد پرورش می یابند: افراد این خانواده‌ها مردی بی بند و بار، لاابالی، سهل انگار، خود خواه و بی هدف‌اند. میزانی بر اعمال و افکار آنها حاکم نیست، احساس مسئولیت نمی‌کنند، قادر به زندگی اجتماعی نیستند، نمی‌توانند با دیگران به سر ببرند و اغلب در زندگی با شکست روبرو می‌شوند. همین خصوصیات در رفتار بچه‌هایی که در این گونه خانواده‌ها پرورش یافته‌اند دیده می‌شود. آسان گیری بیش از حد می‌تواند برای کودک مخرب باشد و او را لوس، پرتوقع و خود خواه بار بیاورد، طوری که توقع توجه و محبت مداوم از دیگران دارد. در ضمن کودکانی که در خانواده‌هایی پرورش می‌یابند که در آن آزادی معقول و منطقی حاکم است، افرادی دارای روحیه همکاری، با اعتماد، سازگار در موقعیت‌های اجتماعی و مسئول خواهند بود. افراط و تفریط در آزادی دادن به کودک می‌تواند باعث دشواری‌های رفتاری وی شود، برای مثال فرزند خانواده‌ای که می‌تواند شب را تا دیر وقت یا تمام شب را در خارج از منزل و بدون اطلاع خانواده از ارزشهای اخلاقی مکانی که او در آن بسر می‌برند، بگذارند و یا هر پدیده‌ای را با آزادی کامل تجربه کند، فردی لذت طلب و بی بند و بار خواهد شد. ج ) کودکانی که در محیط دیکتاتوری پرورش می‌یابند در محیط دیکتاتوری، ترس و وحشت بر افراد غلبه دارد. کودک در چنین خانواده‌ای احساس نمی‌کند و وضع از همیشه متزلزل است، حق ندارد در امور مربوط به خود تصمیم بگیرد، در خانه و مدرسه و ارتباط با دوستان هم سن نیز باید رعایت دستورهای پدر یا مادر دیکتاتور را بکند. از ترمن تنبیه باید از انجام کارهایی خودداری کند بدون اینکه بداند چرا نباید از این کارها را انجام دهد. نوجوانانی که والدین خود کامه دارند کمتر متکی به خود هستند و نمی‌توانند به تنهایی کاری انجام دهند یا ابراز عقیده‌ای بکنند در ضمن این نوجوانان اعتقاد به نفس، استقلال و خلاقیت کمتری دارند، ذهن کنجکاو ندارند و در برخورد با مشکلاتروزمره عملی، تحصیلی و ذهنی، انعطاف پذیری کمتری دارند و معمولا والدین خود را نا مهربان و سهل انگار می دانند و معتقدند که انتظارات و تقاضاهایشان غیر منطقی و نادرست است. پیامدهای چنین تربیت و رشدی، انعکاس خود را در دوران بلوغ و در پدیده‌هایی نظیر ناهنجاری و عدم رشد و ناپختگی شخصیت افراد، فقدان روحیات مستقل و آزاد منشا نه، پرخاشگری، به رسمیت نشناختن حریم و حرمت اشخاص و نادیده گرفتن و حتی خوار شمردن ارزش‌های فردی متبلور می‌سازد. کودک در چنین شرایط تربیتی، فرهنگ گفت و گو و تفاهم را نمی‌آموزد، بلکه فرهنگ دیکته گفتن و دیکته کردن را فرا می‌گیرد. (لورا استافوردچری به یر op – cit) اثرهای روانی بلوغ جنسی عقل متعارف می‌گوید نوجوانی دورانی است «طوفانی و پرآشوب» و مشخصه آن نیز بدخلقی و تندخویی نوجوان، آشوب درونی، و شورشگری اوست. اما پژوهشها موید چنین دیدگاه بدبینانه ای نیست. در یک بررسی بیش از سیصد نوجوان را در حین گذر از کلاس اول راهنمایی به سوم راهنمایی مطالعه و پیگیری کردند، به این صورت که سالی دوبار با مصاحبه و انجام آزمونهای روانی آنها و خانواده شان را بررسی کردند. مجدداً در سال آخر دبیرستان هم آنها را ارزیابی کردند (پترسن، 1989). بیشتر این نوجوانان دوره نامرده را بدون آشفتگی عمده‌ای طی کرده بودند. البته این داده‌ها در عین حال حاکی از آن است که بلوغ جنسی اثرهای واقعاً مهمی بر تن انگاره، اعتماد به نفس، خلق، و ارتباط فرد با والدینش و با افراد جنس مخالف می‌گذارد. برخی از این اثرها را می‌شود مستقیما به تغییرهای هورمونی دوران بلوغ ربط داد ولی بیشتر این تغییرها به تاثیرهای فردی اجتماعی ناشی از تغییرهای جسم، و مهمتر از همه، به زمان وقوع این تغییرات مربوط است. بلوغ زودرس یا دیررس بر رضایت خاطر فرد نوجوان از ظاهر و تن انگاره‌اش تاثیر می‌گذارد. کلاً در میان دانش آموزان پسر سالهای دوم و سوم راهنمایی، آن دسته که به بلوغ جنسی رسیده‌اند از همکلاسیهای پسر خود که هنوز بالغ نشده‌اند، خلق مثبت قوی را گزارش می‌دهند و رضایت خاطر آنها از هیکل و ظاهرشان بیشتر ازپسرهای دیر بالغ است، و این بازتاب اهمیتی است که جامعه برای قدرتمندی و تنومندی افراد مذکر قائل است. در عین حال ثبات هیجانی پسرهای زود بالغ و تسلط آنها بر خودشان کمتر از پسرهای دیر بالغ است، یعنی احتمال روی آوردن آنها به دخانیات، الکل، مصرف مواد مخدر و درگیری با قانون بیشتر است. برعکس، پسرهای دیربالغ در سال دوم راهنمایی بدترین احساس را به خود دارند ولی نوعاً چنین است که همچنین به سالهای پایانی دبیرستان می‌رسند بتدریج در شمار سالمترین گروه در می‌آیند. اثر بلوغ زودرس بر اعتماد به نفس دخترها عکس تاثیر آن در مورد پسرهاست. دخترهای زود بالغ برعکس دخترهای دیربالغ دچار افسردگی و اضطراب بیشتری می‌شوند، اعتماد به نفس کمتری دارند. و عموماً از هیکل و ‌ظاهر فرد نیز رضایت کمتری دارند. آنها اغلب از اینکه هیکلی زنانه تر از سایر همکلاسیهای مونث فرد دارند شرمنده‌اند، به خصوص طبق معیارهای امروزی رسانه‌ها که لاغری نشانه جذابیت زنان تبلیغ می‌شود. دخترهای زود بالغ، زودتر از بقیه معاشرتی می‌شوند ولی این امر تا حدودی بدان سبب است که آنها را افرادی فعالیت جنسی زودرس می‌دانند. احتمال تعارض با والدین، افت تحصیلی، و داشتن مشکلات هیجانی و رفتاری نیز در مورد آنها بیشتر است (اتیکنسون – op – cit) رشد هویت اریکسون معتقد بود که تکلیف عمده نوجوان کسب احساس هویت است یعنی بافتن پاسخی به این دو سوال: «که هستم؟» و «چه کنم؟» اریکسون اصطلاح بحران هویت را برای اشاره به همین فرآیند فعال، فرآیند تعریف خود، وضع کرده بود، ولی آن را بخش لایتجزایی از رشد سالم روانی – اجتماعی دانست. فرد در این دوره برای شکل دادن به مفهوم یکپارچه‌ای از خود ممکن است عقاید، نقشها، و شیوه‌های رفتاری فراوانی را امتحان کند. نوجوان می‌خواهد از تلفیق این ارزشها و ارزیابیها تصویر یکدست و منسجمی بوجود آورد. اگر والدین، معلمان و همسالان او ارزشهای یکدستی را القا کنند آسانتر به جست و جوی هویت خود می‌پردازد. در جوامع ساده که الگوهای هویت، اندک و نقشهای اجتماعی، محدود است، تشکیل هویت تشکیل نسبتاً آسانی است. ولی در جوامعی به پیچیدگی جامعه این تکلیف برای بسیاری از نوجوانان دشوار است. آنها برای نحوه رفتار کردن و دانستن این امر که در زندگی چه باید بکند، تقریبا با بی نهایت احتمال روبه رو هستند. در نتیجه، نحوه کسب هویت نیز در آنها تفاوتهای عظیمی با هم دارد (اتکنسون op – cit) رسیدن به حس هویتی قوی تا حدودی به مهارتهای شناختی نیز بستگی دارد. نوجوان باید بتواند از خودش تصوری انتزاعی داشته باشد. توانایی در تفکر انتزاعی و تفکر فرضی و توانایی در داشتن چشم اندازی در آینده به نوجوان دریافتن هویت فردی کمک می‌کند. در عین حال، این نوع تفکر کار جستجو را برای نوجوان دشوارتر می‌کند زیرا امکان انتخاب برای او بیشتر شود. (شریفی، 1380) نقش خانواده اینکه نوجوان تا چه حد در بررسی احتمالات مختلف برای دست یافتن به هویت آزادی دارد به شدت تحت تاثیر روابط درون خانواده است. در مطالعه‌ای در مورد کنش‌های متقابل خانوادگی، نوجوانانی که در مقیاس کاووش هویت نمره بالایی آوردند بیشتر به خانواده‌هایی تعلق داشتند که اطمینان به خود و آزادی در مخالفت کردن و در عین حال وابستگی به خانواده، پذیرا بودن در برابر عقاید دیگران و احترام قائل بودن و حساس بودن در برابر عقاید دیگران تشویق می‌شد. یکی از کسانی که در مطالعه نمره بالایی آورده بود می‌گفت «در تصمیم گیریهای خانوادگی من معمولاً می‌توانم حرفم را بزنم ولی تصمیم نهایی با من نیست» بر عکس، نوجوانانی که در کاووش هویت نمره کمتر می‌آوردند از خانواده‌هایی بودند که در آن فردیت تشویق نمی‌شد و بر توافق و حمایت دو جانبه تأکید می‌شد. مطالعات دیگر نشان داده است که برای رشد دختران امکان داشتن استقلال رأی در کنش‌های متقابل خانوادگی و برای پسران احساس دلبستگی در روابط خانوادگی به خصوص با پدر بسیار مهم است (یاسایی 1380) نوجوان بتدریج که از سرزمین آرام و بی خیال کودکی به دشتهای حادثه بلوغ می‌رسد، دگرگونیهایی را در خویش می‌یابد. احساس می‌کند که به سرعت دارد به وضعیت جدیدی دست می‌یابد و میل دارد که خانواده نزدیکترین افراد، این دگرگونی او را باور کنند و موفقیت جدید وی را به رسمیت بشناسند. کوچکترین حرکت ناشیانه والدین به این موقعیت جدید لطمه می‌زند و نوجوان را به شدت جریحه دار می‌کند و او را بر می‌انگیزد تا به عکس العملهای تند و سرشار دست زند. شیوه معمول و متداول این است که مربیان و والدین، همواره از دیدگاه خود به قضایا و مسائل می‌نگرند و به قضاوت می‌پردازند. لکن روش معقول و موثر در دوران بلوغ این است که باید خود را در موقعیت فرزند و دانش آموز نوجوان خود قرار دهند و از دیدگاه او به مسائل بنگرند (شریفی loc – cit) مناسبات نوجوان و خانواده خانواده و نوجوان، هر دو، روزهای دشواری را سپری می‌کنند و علاقه مندند که دوران همزیستی مسالمت آمیز هر چه زودتر فرا رسد. در خانواده‌هایی که در گامهای نخستین، ابتدا روابط والدین با یکدیگر به سطح خوب و مطلوبی رسیده است، در ارتباط با ناجوانان خویش نیز موفقتر از دیگرانند. نوجوانان از مشاهده اینکه والدین آنها از روابط هماهنگ و توأم با سازگاری برخوردارند، علاوه بر احساس مسرت الگویی عملی می‌گیرند و نیز درسی واقعی می‌آموزند که با دیگران چگونه روابط مسالمت آمیز و مناسبی برقرار نمایند. این قبیل خانواده‌ها، سرچشمه شادکامی فرزندان بوده و بنیادهای آرامش را در محیط خود می‌آفرینند. لذا حفظ آرامش روانی خانواده، یک اصل مهم است، بگونه‌ای که یکی از شاخصهای موفقیت خانواده‌ها برخورداری آنها از آرامش و سکون می‌باشد. واژه «مسکن» که به خانه اطلاق می‌شود از ریشه «سکون» به مفهوم آرامش می‌آید، لذا خانه باید این ویژگی را دارا باشد که آرامش لازم و مورد نیاز اعضای خانواده را برای همه آنان تأمین کند. (شریفی- op-cit) اثبات وجود نوجوان به شدت نیازمند آن است که دیگران حضور او را قدر دانسته و ارج نهند و شخصیت او را به حساب آورند. این نوعی تمرین شخصیت برای او محسوب می‌شود که می‌خواهد در آینده‌ای بس نزدیک به استقلال دست یابد و اتکای خویش را از خانواده بردارد و متکی به خود شود. خانواده‌هایی که به این نیاز جامعه عمل می‌پوشانند و به موقع پاسخگوی احتیاجات واقعی و اساسی شخصیت آنها می‌باشند، کمتر در تقابل با نوجوانان خویش قرار می‌گیرند و این دوران را با آرامش بیشتری سپری می‌کنند نوجوانان می‌خواهد «خودی» نشان بدهد و به اصطلاح به اثبات ذات بپردازد تا برای بزرگسالی، دارای شخصیت مستقلی گردد. خانواده نیز با شخصیت دادن به وی و تأیید این جنبه مهم از نیازهای وی و نیز میدان را برای تجلی اثبات شخصیت وی فراهم کردن، به تعادل لازم دست می‌یابند. (شریفی- op-cit) منفی گرایی پدیده دیگری که بیشتر صاحبنظران، آن را مختص دوره نوجوانی می‌دانند، تظاهرات رفتاری نوجوانان است که غالباً از کیفیتی منفی برخوردار است و اصطلاحاً به آن «منفی گرایی» نیز می‌گویند. نوجوان می‌کوشد به آنچه که می‌خواهد، از طریق معمول و طبیعی دست باید و حی المقدور سعی دارد که رفتارهای منفی متوسل نشود. در غیر اینصورت، برای اثبات وجود خویش با بزرگترها به طور مقابله برمی‌خیزد و در این تقابل به جستجوی خواسته‌هایش می‌پردازد که اصطلاحاً در روان شناسی به آن «مخالفت با مراجع قدرت» نیزمی‌گویند. (شریفی op – cit) رابطه افقی به جای رابطه عمومی یکی از تدابیری که در جهت بهبود ارتباط با نوجوانان، به خانواده‌ها توصیه می‌شود، تغییر چهارچوب روابط در این دوره است. خانواده‌ها با کودکان، رابطه‌ای برقرار می‌کنند که مشتمل بر امر و نهی‌هاست و در برگیرنده آن است که خانواده در موضع بالا و حاکمیت قرارگرفته و کودک در موقعیت کسی که دستورهای مشخصی را دریافت می‌کند و به عبارت دیگر رابطه خانواده و کودک، رابطه‌ای است عمودی، یعنی مشتمل بر ارتباطهای دستوری و و تحکمی که از بالا به پایین اعمال می‌شود . لکن این چهارچوب در دوران بلوغ در هم می‌ریزد و رابطه موجود به رابطه مطلوب که رابطه‌ای افقی است، تغییر می‌یابد. والدین به عوض اینکه از موضع بالا به پایین اعمال می‌شود. لکن این چهارچوب در دوران بلوغ در هم می‌ریزد و رابطه به جای آنکه از موضع بالا به پایین برخورد کنند، خود را در سطحی مساوی نوجوان خویش قرار می‌دهند. و رابطه به جای آنکه دستوری و چکشی باشد، رابطه‌ای است بر اساس همدلی، تفاهم و درک وضعیت نوجوان، که مطلوبترین نوع چهارچوب ارتباطی محسوب می‌شود. به عبارتی نوجوان به جای اینکه والدین را در موضعی بالاتر از خود و دست نیافتنی احساس می‌کند، آنها را در کنار خود می‌یابد. (شریفی op – cit) پذیرش و مقبولیت از نیازهای مهم نوجوان، این است که مقبول خانواده و مورد پذیرش والدین باشد و احساس کند که از موقعیت مطلوب و قابل قبولی در میان خانواده‌اش برخوردار است. منتها فرزندان یک خانواده از موقعیت و جایگاه یکسانی در نزد والدین برخوردار نیستند، بلکه برخی در شرایط بهتری قرار دارند و پاره‌ای دیگر خود را در وضع مساعدی احساس نمی‌کنند (شریفی op – cit) کنترل و آزادی نوجوانان تا چه اندازه نیاز به کنترل دارند و آزادی تا چه حدی برایشان قابل توصیه است. آزادی و کنترل دو پدیده مرتبط به هم هستند که به یکدیگر حد می‌زنند و هر یک دیگری را محدود می‌کند. باید نوجوان را در راه زندگی‌اش قدری آزادی داد تا چگونه راه رفتن را در آینده بیاموزند، لکن باید مربی پشت سر او مراقب باشد تا اگر لغزید فوراً دست او را محکم در دست بفشارد او را از سقوط برخوردارد. از این رو آزادی و کنترل دو شادوش یکدیگر در تربیت نوجوان باید حضور داشته باشد و توأماً به صورت متناوب در تربیت وی اعمال شود. آزادی نه آنچنان که برخی از نوجوانان به صورت بی قید و شرط خواهان آنند، قابل قبول می‌باشد و نه محدودیت و کنترل شدید که از ناحیه بعضی از خانواده‌ها بر نوجوانان تحمیل می‌شود مطلوب می‌باشد، بلکه حفظ تعادل بین این دو می‌تواند قرین سعادت و سلامت باشد (شریفی- op – cit) واقع بینی به جای بدبینی به طور قطع نمی‌توان اظهار کرد که در همه موارد، شیوه مشخصی می‌تواند موثر و کارساز باشد، لکن به طور تقریبی می‌توان واقع بینی را روش معقول و منطقی در برخورد با نوجوانان تلقی نمود. خوش بینی اگر با ساده اندیشی توأم باشد، نوعی تساهل و تسامح محسوب می‌شود و ابتکار عمل را از مربیان و خانواده‌ها سلب می‌کند بدبینی نیز، اعتماد و اطمینان را زایل می‌کند و بی اعتمادی، نیز صلاحیت و اهلیت نمی‌آفرینند. لکن واقع بینانه عمل کردن حد متعادل و قابل توصیه در برخورد با نوجوانان می‌باشد. به هر حال همان گونه که سهل انگاری نسبت به تربیت اخلاقی نوجوان آفاتی در پی دارد، بی اعتمادی و سوء ظن بیجا نیز پیامدهای نامطلوبی در بردارد و آن در ابتدا منجر به دلسرد شدن نوجوان از ادامه زندگی سالم می‌شود و در تداوم آن نوجوان به لغزش و انحراف می‌گراید. (شریفی – op – cit ) تعریف خشم خشم یکی از هیجانهای پیچیده انسان است. خشم واکنشی متداول نسبت به بدرفتاری و ناکامی است. همه ما در طول زندگی با موفقیتهای خشم برانگیز روبرو شده‌ایم. اشکال خشم این است که اگر چه بخشی از زندگی است ولی ما را از رسیدن به اهداف خود باز می‌دارد و علت این که افراد در مورد خشم دچار تعارض و تضاد هستند همین نکته است از یک طرف خشم پاسخ طبیعی انسان است و از طرف دیگر می‌تواند روابط بین فردی را مختل کند و ما را از رسیدن به اهداف خود باز دارد. ارائه تعریفی از خشم بسیار دشوار است زیرا افراد از نظر زمان و علت خشم و نحوه واکنش به آن کاملاً متفاوت هستند. بر اساس تعریف دکتر چارلز اسپیلبرگر روان شناسی که متخصص مطالعه خشم است: «خشم حالتی عاطفی است که از نظر شدت از تحریک ملایم تا عصبانیت شدید تغییر می‌کند.» مانند سایر عواطف همراه با تغییرات فیزیولوژیکی و زیست شناختی است. وقتی عصبانی می‌شوید ضربان قلب و فشار خون شما بالا می‌رود و نیز سطوح هورمون‌های مربوط به انرژی مانند آدرنالین و نور آدرنالین افزایش می‌یابد. (محمد خانی – 1384) به هر حال تعاریف متفاوتی از خشم ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. بر طبق نظریه ارتباط ذهنی خشم مانند همه احساسات یک گونه از ارتباط ذهنی چند بعدی است و ممکن است به عنوان یک سندرم عملکرد بر پایه عکس العملهایی در دامنه‌های مختلف عملی به حساب می‌آید. نظریه ارتباط فکری چند بعدی 4 ترکیب و جزء را برای نحوه عکس العملهای سیستم خشم ضروری می‌داند. اجزاء تجربی، فیزیکی، شناختی و رفتاری (دیفنباخر 1999) (به نقل از فصلنامه تازه‌های روان درمانی) به طور خلاصه آنها توضیح دادند که عکس العمل خشم در قسمت شناختی ارزش گذاری، ارزش گذاری مجدد، گفتگوی شخصی، تخیل و شبیه سازی و حافظه می‌گردد. آنها جزء تجربی را به عنوان وجه تجربی احساس توصیف نمودند و این نشانه برای توصیف این تجربیات کنار رفت. نهایتاً جزء فیزیکی شامل میزان به عنوان رفتاری که یک پاسخ به حالت تحریک عصبی است می‌باشد. به علاوه به نظر می‌رسد که خشم بر ضد هر شخص است. بنابراین هدف تفریحی بیشتر پاسخهای رفتاری خشم آلودگی احساسی را موجب می‌شوند و یا ریشه تحریکات خشم را عوض می‌کنند (دیفن بافر 1999) (به نقل از فصلنامه تازه‌های روان درمانی) خشم ممکن است به مضرات اجتماعی و جسمی زیادی منجر شود. مضرات جسمی خشم شامل استرس روان شناختی، پرتنشی و ناراحتی‌های بدنی همراه با خشم است از دیگر مضرات خشم بروز آن بصورت پرخاشگری است. پرخاشگری به رفتاری اطلاق می‌شود که هدف آن صدمه رساندن به فرد دیگر یا نابود کردن دارایی افراد باشد واژه اصلی در این تعریف هدف است، اگر رفتاری به صورت اتفاقی باشد پرخاشگری محسوب نمی‌شود (اتکینسون و هیلگارد 1994، به نقل


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

3 (1140)

واژه «شطرنج»تلفظ فارسی «چاتورانگا » است کلمه ای که در زبان سانسکریت برای نام گذاری این بازی به کار برده می شود،جایی که معمولاً از آن به عنوان نخستین زادگاه این بازی یاد می شود. اگر ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1141)

بررسی تاریخ شناخت تاریخچه و علل پیدایش شهر شهر نیشابور مانند سایر شهرهای استان خراسان جزء اولین مراکز مسکونی است که اقوام آریایی پس از ورود به ایران در آن سکنی گزیدند. خراسان قدیم به ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

3 (1142)

بنام خدا سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران شرکت شهرکهای صنعتی مازندران معاونت صنایع کوچک طرح امکان سنجی "پارچه بافی" پاییز 85 فهرست مطالب فصل اول بررسی بازار مطالعه و شناخت محصول...............................................................................................................................4 عوامل موثردر ادامه مطلب…

background